تبلیغات
بیدمشک
 
بیدمشک
شمیم آشنای دوست

موضوعی که در سالهای اخیر با آن روبرو هستیم چیزی به نام تاریخ شفاهی است. 
اما برخی تاریخ شفاهی را این می دانند که مثلاً چون مطالب جنگ و یا مطالب دیگر را صرفا چون بصورت شفاهی از کسی گرفته اند این می شود تاریخ شفاهی!!
به یکی گفتم مطلبی که فلانی گفته و شما نوشته اید غیر واقعی است به اعتبار فلان سند. برگشت گفت این مطالب را راوی گفته و ربطی به من ندارد. گفتم یعنی چه به شما ربطی ندارد شما به عنوان نویسنده مطالب ایشان باید گوشزد می کردید.
دیدم فایده ندارد. الان برخی می نشینند مصاحبه ای انجام می دهند و چند تا حاشیه هم به آن اضافه می کنند و برخی از سازمانها و ... هم آن را منتشر می کنند و می شود تاریخ شفاهی فلان!
به قول آقای کاظمی(نویسنده کتاب خاطرات عزت شاهی): 
بن مایه تاریخ شفاهی از خاطره گرفته می‌شود اما خاطره‌ای که حاصل یک مصاحبه فعال است و با تحقیق و پژوهش اعتبارسنجی می‌شود که چقدر از آن درست و چقدر غلط است.
برخی از این خاطره ها بعد از گذشت 30 یا 40 سال دچار فراموشی می شود. و یا از همه مهمتر شاید زاویه ای که راوی از آن می بیند جور دیگری باشد. 
یادم هست از آقای ایرانزاد مطلبی را پرسیدم. گفتند من تنها به موضوعی می پردازم که در زاویه دید من بوده و آن مطالب را که دیگران نقل قول کرده اند را نمی گویم. 
یک مطلب در نقل و قولهای متفاوت دستخوش وارونگی می شود. 
لذا به نظر من تاریخ شفاهی یک چکش کاری حسابی لازم دارد تا به مرحله چاپ برسد. 
حداقل کار این است که از آدمها و یا محلهایی که یاد می شود آنها را کنترل کنیم. مثلا در یک جا دیدم فردی گفته با فلانی در سال 65 رفتیم شناسایی در حالی که آن فرد در سال 63 به شهادت رسیده است. این کنترل ها در روایی مطلب کمک فراوانی به ما خواهد کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها : تاریخ شفاهی، خاطره،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 آبان 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

«زمان بازیافته: خاطرات سیاسی بهمن بازرگانی» به کوشش امیرهوشنگ افتخاری‌راد با شمارگان هزار نسخه در ۳۰۴ صفحه و بهای ۳۴ هزار تومان از سوی نشر اختران روانه کتابفروشی‌ها شده است. این کتاب را در ارومیه از کتابفروشی حامد خریدم.

 

بهمن بازرگانی، از اعضای برجسته سازمان مجاهدین خلق ایران(منافقین)در دوران پیش از انقلاب، یکی از چهره‌های رازآلود جریان‌های مبارزه بر علیه رژیم پهلوی است. او پس از انقلاب دست از فعالیت سیاسی کشید و تا اواخر دهه ۸۰ که گفت‌وگوهایی از او درباره کتاب‌هایش در روزنامه اعتماد منتشر شد، سکوت کرده بود. او پس از انقلاب کتاب «ماتریس زیبایی» را نوشت و منتشر کرد. او همچنین درباره سازمان نیز گفت‌وگوهایی با نشریه «چشم‌انداز ایران» داشت.

بازرگانی در سال ۱۳۲۲ در شهر ارومیه به دنیا آمد. تحصیلات دانشگاهی او در رشته راه و ساختمان بود و از این رشته در سال ۱۳۴۵ در دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. علاقه او به فلسفه باعث شد تا از سال ۱۳۵۴ مطالعات خود را در این زمینه متمرکز کند. از سال ۱۳۴۸ او به همراه برادرش محمد بازرگانی که بعدها در ضربه ساواک به سازمان به همراه دیگر سران سازمان اعدام شد، از اعضای هسته مرکزی سازمان منافقین بودند. در آن سال مسعود رجوی نیز در میان هسته مرکزی سازمان مجاهدین خلق قرار داشت و از میان این جمع همگی توسط ساواک اعدام شدند و تنها بهمن بازرگانی و مسعود رجوی جان سالم به در برده و محکوم به حبس ابد شدند. همین مساله باعث حرف و حدیث‌هایی شد و بهمن بازرگانی توسط انقلابیون مسلمان در مظان اتهام قرار گرفت.

کتاب شامل ۱۳ بخش است که از این میان بخش «زندان اوین ــ رویای نیمه شب» یکی از رویاهای بازرگانی در زندان است که خود او آن را به صورت یک داستان کوتاه نوشته و بخش «از کودکی» نیز نوشته خود اوست که در آن جریان‌ کودکی خود را برای فرزندانش قلمی کرده است.

در بخش کودکی رگه هایی از تاریخ ارومیه نیز به چشم می خورد.

کتاب از لحاظ شروع کار یک سازمان و رشد و نمو تفکرات و خاستگاه ایده پردازی آن قابل تأمل و خواندنی است و می توان علل آغاز انحراف را در آن دید.

در ضمن خاطرات از علی باکری نیز حرفهای جدیدی دارد.

البته توصیه می شود آدمهای این کتاب را از زاویه کتاب «سازمان مجاهدین خلق ، پیدایی تا فرجام (۱۳۴۴-۱۳۸۴)» را هم ببینید.






نوع مطلب :
برچسب ها : سازمان مجاهدین خلق، بهمن بازرگانی، ارومیه، علی باکری،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 آبان 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

بخشی از زیارت از بعید حضرت رسول اکرم(ص)

... اللَّهُمَّ اجْعَلْ جَوَامِعَ صَلَوَاتِكَ وَ نَوَامِیَ بَرَكَاتِكَ وَ فَوَاضِلَ خَیْرَاتِكَ وَ شَرَائِفَ تَحِیَّاتِكَ وَ تَسْلِیمَاتِكَ وَ كَرَامَاتِكَ وَ رَحَمَاتِكَ وَ صَلَوَاتِ مَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَنْبِیَائِكَ الْمُرْسَلِینَ وَ أَئِمَّتِكَ الْمُنْتَجَبِینَ وَ عِبَادِكَ الصَّالِحِینَ وَ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ وَ مَنْ سَبَّحَ لَكَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ شَاهِدِكَ وَ نَبِیِّكَ وَ نَذِیرِكَ وَ أَمِینِكَ وَ مَكِینِكَ وَ نَجِیِّكَ وَ نَجِیبِكَ وَ حَبِیبِكَ وَ خَلِیلِكَ وَ صَفِیِّكَ وَ صَفْوَتِكَ وَ خَاصَّتِكَ وَ خَالِصَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ وَ خَیْرِ خِیَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ نَبِیِّ الرَّحْمَةِ وَ خَازِنِ الْمَغْفِرَةِ وَ قَائِدِ الْخَیْرِ وَ الْبَرَكَةِ ...




نوع مطلب :
برچسب ها : زیارت از بعید، شهادت امام رضا، رحلت پیامبر اکرم، شهادت امام حسن،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 15 آبان 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
آقای رسول جعفریان( jafarian1964@ ) عکسی منتشر کرد در کانال تلگرامی خود که نوشته گوگ تپه اش مرا به سوال وادار کرد که این کدام گوگ تپه است؟
چون در استان ما (آذربایجان غربی)حداقل 5 روستا به نام گوگ تپه است در شهرستانهای ارومیه، خوی ، مهاباد، میاندوآب و بوکان که مال مهاباد الان به شهر تبدیل شده است. 
اما در جستجو دیدم این گوگ تپه مربوط  می شود به کشتار مردم ترکمنستان به دست روسیه تزاری در ناحیه ای به نام گوگ تپه !





نوع مطلب :
برچسب ها : گوگ تپه، ترکمنستان، روسیه تزاری، رسول جعفریان،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 آبان 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

تلویزیون روشن بود. داشتم کارم را می کردم که مهمان برنامه «کتاب باز» این شعر سلمان هراتی را خواند. 
همانجا پشت کامپیوتر در اینترنت جستجو کردم. چقدر زیبا بود این شعر. 
خدایش رحمت کند.

جهان قرآن مصور است

وآیه ها در آن

به جای آنکه بنشینند ،ایستاده اند

درخت یک مفهوم است،

دریا یک مفهوم است،

جنگل و خاک و ابر،

خورشید و ماه و گیاه،

با چشم های عاشق بیا 

تا جهان را تلاوت کنیم   





نوع مطلب :
برچسب ها : سلمان هراتی، قرآن مصور،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 آبان 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

 

زیارت اربعین

اربعین سید الشهدا علیه السّلام مصادف با روز بیستم صفر است، شیخ طوسى در كتاب تهذیب و مصباح از حضرت حسن عسكرى علیه السّلام روایت كرده: نشانه هاى مؤمن پنج چیز است: پنجاه و یك ركعت نماز گذاردن، كه مراد هفده ركعت واجب، و سی و چهار ركعت نافله [مستحب] در هر شب و روز است، و زیارت اربعین، و انگشتر به دست راست نمودن، و پیشانى را در سجده بر خاك نهادن، و بلند گفتن «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» كیفیت زیارت حضرت امام حسین علیه السّلام در روز اربعین به دو صورت رسیده: اول: زیارتى است كه شیخ در دو كتاب تهذیب و مصباح از صفوان جمّال روایت كرده، كه صفوان گفت: مولایم امام صادق علیه السّلام درباره زیارت اربعین به من گفت: هنگامیكه قسمت قابل توجهى از روز برآمده، بخوان:
السَّلامُ عَلَى وَلِیِّ اللَّهِ وَ حَبِیبِهِ السَّلامُ عَلَى خَلِیلِ اللَّهِ وَ نَجِیبِهِ السَّلامُ عَلَى صَفِیِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِیِّهِ السَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ السَّلامُ عَلَى أَسِیرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیُّكَ وَ ابْنُ وَلِیِّكَ وَ صَفِیُّكَ وَ ابْنُ صَفِیِّكَ الْفَائِزُ بِكَرَامَتِكَ أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَیْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِداً مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى خَلْقِكَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیكَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِی هَوَاهُ وَ أَسْخَطَكَ وَ أَسْخَطَ نَبِیَّكَ ،
سلام بر ولىّ خدا و حبیبش، سلام بر دوست خدا و نجیبش، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آن دچار گرفتاری ها و كشته اشك ها، خدایا من گواهى میدهم كه حسین ولىّ تو و فرزند ولىّ تو، و فرزند برگزیده توست حسینى كه به كرامتت رسیده، او را به شهادت گرامى داشتى، و به خوشبختى اختصاصش دادى، و به پاكى ولادت برگزیدى، و او را آقایى از آقایان، و پیشروى از پیشرویان، و مدافعى از مدافعان حق قرار دادى، و میراث هاى پیامبران را به او عطا فرمودى، و او را از میان جانشینان حجّت بر بندگانت قرار دادى، و در دعوتش جای عذرى باقى نگذاشت، و از خیرخواهى دریغ نورزید، و جانش را در راه تو بذل كرد، تا بندگانت را از جهالت و سرگردانى گمراهى برهاند، درحالی كه بر علیه او به كمك هم برخاستند، كسانیكه دنیا مغرورشان كرد، و بهره واقعى خود را به فرومایه تر و پست تر چیز فروختند، و و آخرتشان را به كمترین بها به گردونه فروش گذاشتند، تكبّر كردند و خود را در دامن هواى نفس انداختند، تو را و پیامبرت را به خشم آوردند،
وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِكَ أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ [لِلنَّارِ] فَجَاهَدَهُمْ فِیكَ صَابِراً مُحْتَسِباً حَتَّى سُفِكَ فِی طَاعَتِكَ دَمُهُ وَ اسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ اللَّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذَاباً أَلِیماً السَّلامُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ سَیِّدِ الْأَوْصِیَاءِ أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمِینُ اللَّهِ وَ ابْنُ أَمِینِهِ عِشْتَ سَعِیداً وَ مَضَیْتَ حَمِیداً وَ مُتَّ فَقِیداً مَظْلُوماً شَهِیداً وَ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَكَ وَ مُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْیَقِینُ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِكَ فَرَضِیَتْ بِهِ،
و اطاعت كردند از میان بندگانت، اهل شكاف افكنى و نفاق و باركشان گناهان سنگین، و سزواران آتش را پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد كرد، تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت خدایا آنان را لعنت كن لعنتى سنگین، و عذابشان كن عذابى دردناك، سلام بر تو اى فرزند رسول خدا، سلام بر تو اى فرزند سرور جانشینان، شهادت میدهم كه تو امین خدا و فرزند امین اویى، خوشبخت زیستى، و ستوده درگذشتى، و از دنیا رفتى گم گشته، و مظلوم و شهید، گواهى میدهم كه خدا وفاكننده است آنچه را به تو وعده داده، و نابودكننده كسانى را كه از یاریات دریغ ورزیدند، و عذاب كننده كسانى را كه تو را كشتند، و گواهى میدهم كه تو به عهد خدا وفا كردید و در راهش به به جهاد برخاستى تا مرگ فرا رسید، پس خدا لعنت كند كسانى را كه تو را كشتند، و به تو ستم كردند، و این جریان را شنیدند و به آن خشنود شدند،
اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُكَ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ وَالاهُ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُورا فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ [الطَّاهِرَةِ] لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِیَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیَابِهَا وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّینِ وَ أَرْكَانِ الْمُسْلِمِینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّكِیُّ الْهَادِی الْمَهْدِیُّ وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوَى وَ أَعْلامُ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْیَا وَ أَشْهَدُ أَنِّی بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِیَابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِینِی وَ خَوَاتِیمِ عَمَلِی وَ قَلْبِی لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِی لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِی لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى یَأْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لا مَعَ عَدُوِّكُمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْكُمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِكُمْ وَ أَجْسَادِكُمْ [أَجْسَامِكُمْ ] وَ شَاهِدِكُمْ وَ غَائِبِكُمْ وَ ظَاهِرِكُمْ وَ بَاطِنِكُمْ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ.
خداى من تو را شاهد میگیرم كه من دوستم با آنان كه او را دوست دارند، و دشمن با آنان كه با او دشمنند، پدر و مادرم فدایت اى فرزند رسول خدا، گواهى میدهم كه تو در صلب هاى بلندمرتبه و رحم هاى پاك نورى بودى، جاهلیت با ناپاكی هایش تو را آلوده نكرد، و از جامه هاى تیره و تارش به تو نپوشاند، و گواهى میدهم كه تو از ستون هاى دین، و پایه هاى مسلمانان، و پناهگاه مردم مؤمنى، و گواهى میدهم كه پیشواى نیكوكار، با تقوا، راضى به مقدرات حق، پاكیزه، هدایت كننده، و هدایت شده اى، و گواهى میدهم كه امامان از فرزندانت، اصل تقوا، و نشانه هاى هدایت، و دستگیره محكم، و حجّت بر اهل دنیا هستند و گواهى میدهم كه من به یقین مؤمن به شمایم، و به بازگشتتان یقین دارم، براساس قوانین دینم، و عواقب عملم، و قبلم با قلبتان در در صلح، و كارم پیرو كارتان، و یاری ام براى شما آماده است، تا خدا به شما اجازه دهد، پس با شمایم نه با دشمنانتان، درودهاى خدا بر شما، و بر ارواح و پیكرهایتان، و بر حاضر و غایبتان، و بر ظاهر و باطنتان، آمین اى پروردگار جهانیان.




نوع مطلب :
برچسب ها : زیارت اربعین،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 آبان 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

امروز صبح در جلسه شورای فیلمنامه، با برادری که نظر اصلاح فیلمنامه به آن داده بودیم رودر رو صحبت کردیم. گفتم همیشه کارگردان یا نویسنده پیوست فیلمنامه نیست!!! که بیاید توضیح بدهد که چه چیزی می خواست بگوید!
فیلمنامه ای که در همان ابتدا یک نفر کتاب اوریانا فالاچی را می خواند. می خواهد بگوید من ضد جنگم. 
ایشان در دفاع می گفت جغرافیای من ایران نیست. اما تکلیفش را با دفاع هم روشن نکرده بود و...
بگذریم. امشب قسمت آخر سریال دلدادگان بود. پراکنده بخشهایی از این سریال را دیده بودم. سریالی که با نشان دادن انقلاب و دفاع مقدس آخرش به عشقی می رسد که ...
بگذریم از افتضاحی که در قسمت آخر شاید ناخواسته برای اداره اطلاعات درآوردند. با اینکه امیر گوشی اش را باز نگه می دارد که شاید او را رهگیری کنند تا آخر سریال از نیروهای اداره اطلاعات خبری نشد... همه رسیدند به امیر و ارغوان اما اداره اطلاعات غایب بود!!!
..................
به خدا قسم عشق های بسیار فراتری در جبهه ها بود. از رفاقت های عاشقانه رزمندگان. از عشق به عبادت ها از عشق به خدا از عشق...
اما وقتی حالا فیلم می سازیم همه اینها را در پای عشق زمینی آن هم بصورت بسیار ناشیانه ذبح می کنیم. 
چقدر دلم گرفت... 
یاد عشق باقر و  شهید سعید خیرآبادی افتادم . سعید در یکی از نامه هایش چه عاشقانه او را به جبهه و شهادت دعوت می کند:
...بیا باقر جان كه اینجا انسان آماده جهاد اكبر می­شود ... بیا كه در اینجا جز عشق و علاقه و ایمان و ایثار و ... چیزی نیست ، اینجا همه آماده رفتن می­شوند و شاید هم رفتنی كه آمدنش در فردای قیامت است ، بیا كه فردا دیر است ... 
نمی دانم این آقایان تصویر مناجات عاشقانه شهید مهدی مهرام با خدا را نمی بینند یا کسان دیگر را؟

        




نوع مطلب :
برچسب ها : عشق زمینی، عشق حقیقی، سریال دلدادگان، شهید مهرام،
لینک های مرتبط :
شنبه 28 مهر 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
چقدر معارف!!!
چقدر عرفان!!
چقدر گناه!
هیچ یادم نمی رود روزی کتاب عرفان نظری استاد محمد شجاعی در دستم بود. استاد فاطمی نیا آن را در دستم دید و گفت اینها را نخوان!!!!
گفتم برای چی؟ 
اولش فکر کردم ایشان مخالف این نوع حرفهاست که البته برخلاف مشی ایشان بود گفتند: این حرفها را خواهید دانست ولی چون عمل نخواهید کرد این دانسته هایتان خودش تبدیل به حجاب خواهند شد. 
 امسال هم در منبرشان به نقل از آیت الله بهجت می فرمودند به یقینیات خود عمل کنید. 
البته همان زمان دستورالعمل بسیار مختصری هم به من گفتند: 
1) نمازتان را اول وقت بخوانید
2) دروغ نگوئید
این یعنی همان یقینیات. ما که قطعا می دانیم غیبت حرام است دروغ حرام است و ... باور کنید وقتی معاصی را از خود دور سازیم معارف جای آن خواهد نشست. 
اما کو عامل 
کو عامل
ببخشید خودم را می گویم. 




نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمی نیا، بهجت، عرفان، دستورالعمل،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 88 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :