تبلیغات
بیدمشک
 
بیدمشک
شمیم آشنای دوست
شنبه 24 فروردین 1398 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

امروز شنبه 24 فروردین سال 1398 اطلاع یافتیم دوست و برادر عزیزمان حمید ابراهیمی از یادگاران دفاع مقدس و مدیری پاکدست دار فانی را وداع گفتند.

وقتی کتاب «نگاهی به تاریخ آموزش و پرورش ارومیه» را تنظیم می کردم مصاحبه ای با ایشان ترتیب دادم که برای اطلاع رسانی خلاصه ای از آن را اینجا قرار می دهم.

مصاحبه با آقای حمید ابراهیمی، آموزشکده فنی قاضی طباطبایی، ساعت 11:30 مورخ  14/2/95

حمید ابراهیمی للـه­ لو فرزند جبرائیل متولد 25/3/1342 در محله عسگرخان ارومیه می­باشد. وی به جهت شغل پدر که یک نظامی بود در شهرهای مختلف ایران بوده است. لذا از دوره تحصیلات ابتدایی، سال اول را در کرمانشاه، سال دوم و سوم را در اسلام آباد غرب و در نهایت چهارم و پنجم ابتدایی را در مدرسه ششم بهمن ارومیه به پایان رسانده است. دوره راهنمایی تحصیلی را در مدرسه راهنمایی امیری (شهید ناصر حبیب­ زاده فعلی) خوانده و برای دوره دبیرستان وارد دبیرستان رضا شاه شده که آن موقع آقای «نجف آبادی» و پس از آن آقای «جمشیدی» مدیریت آنجا را بر عهده داشتند. وی رشته علوم تجربی را برای خود انتخاب می­کند.

سال سوم دبیرستان ایشان مصادف با انقلاب اسلامی می­شود. پس از اخذ دیپلم، با شروع انقلاب فرهنگی از ادامه تحصیل بازمانده تا اینکه در دی ماه سال 1360 در کنکور تربیت معلم شرکت کرده و رتبه دوم استانی را اخذ می­نماید. دوره اول تربیت معلم شهید رجایی ارومیه به ریاست آقای «کلانتری» شروع بکار کرده و ایشان پس از گذراندن دو ترم زمستانی(در ارومیه) و تابستانی(در تبریز) در رشته آموزش ابتدایی به جهت کمبود معلم به شهرستان نقده برای تدریس اعزام می­شوند. اولین محل کار ایشان در روستای «شورا کندی» با عنوان مدیر آموزگار در شرایط خاص منطقه­ای آذربایجان غربی که ضدانقلاب و احزاب کومله و دمکرات هر روز درگیری و آشوب ایجاد می­کردند، شروع  می شود.

تابستان سال 1362 دوباره یک ترم دیگر در تبریز خوانده و این بار به شهرستان اشنویه برای تدریس می ­رود. در تابستان سال 1363 دوره تربیت معلم را با اخذ مدرک تحصیلی فوق دیپلم به پایان می­رساند و دوباره در شهرستان اشنویه به خدمت ادامه می­دهد.

آقای حمید ابراهیمی از مهرماه سال 1364 به آموزش و پرورش ناحیه 2 شهرستان ارومیه منتقل و در سال 1373 و 1375 موفق به اخذ مدارک تحصیلی لیسانس و فوق لیسانس ریاضی از دانشگاه تبریز می ­شود. همزمان با تحصیل در تاریخ 29/5/74 به عنوان معاون آموزشی متوسطه آموزش و پرورش ناحیه 2 منصوب شده که حدود یک­ سال در این سمت خدمت نموده و در تاریخ 28/5/78 مدیریت دبیرستان امام خمینی(ره) را بر عهده می­گیرند.

از بهمن ماه سال 1379 به عنوان معاون اداری و مالی آموزشکده فنی شهید قاضی طباطبایی مشغول خدمت می ­شوند که پس از یک ­سال  مشغول تدریس می ­شود تا اینکه در تاریخ 22/10/1384 از سوی آقای «محمود فرشیدی» وزیر وقت آموزش و پرورش به عنوان رئیس سازمان آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی منصوب می­شوند. ایشان تا تاریخ 6/3/1387 در این سمت بوده و با کمک همکاران فرهنگی خود خدمات زیادی را انجام دادند.

آقای ابراهیمی از تاریخ 27/9/1389 لغایت 30/6/1390 به عنوان فرماندار ارومیه خدمت نموده و پس از آن به سمت مدیر کل دفتر امور اجتماعی استانداری آذربایجان غربی منصوب و تا مهرماه 1391 در این سمت به خدمت خود ادامه می­دهد. پس از این تاریخ ایشان به آموزشکده فنی شهید قاضی طباطبایی برمی­گردند و به عنوان هیأت علمی آن مجموعه در حال تدریس می­باشند.  

آقای حمید ابراهیمی از رزمندگان دوران دفاع مقدس بوده و از اولین روزهای خدمت خود در آموزش و پرورش با حضور در مناطق درگیر مانند شهرستان­های نقده و پیرانشهر و درگیری با اشرار و ضد انقلاب منطقه که چندین بار نیز مورد تهدید و ترور قرار گرفته و مجروح شده­اند در جبهه­های جنوب نیز در عملیات ­هایی چون والفجر مقدماتی، خیبر و ... شرکت نموده­ اند. وی در سال 1365 ازدواج کرده و حاصل این ازدواج 3 فرزند پسر به نام­های علی، حسین و امیر مهدی می­باشد.



 

حمید ابراهیمی در سالهای دفاع مقدس

............................................

این هم آخرین عکس یادگاری که با هم در منزل ایشان در اسفندماه گرفتیم

از راست علی اکبر جاویدی، علیرضا آسیایی، یوسف محبوبی، قاسم قریشی، حسین غفاری، حامد ابراهیمی، جواد قریشی، حمید ابراهیمی، علیرضا فلاح
عکاس هم آقای علی محبوبی بود




نوع مطلب :
برچسب ها : فرماندار ارومیه، حمید ابراهیمی، مدیر کل آموزش و پرورش،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 فروردین 1398 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
یادم می آید در منزل استاد حجت الاسلام فاطمی نیا صحبت حافظ شد. ایشان فرمودند چهره مفسر قرآن بودن و عالم بودن حافظ زیر چهره شاعری حافظ پنهان مانده. چه اینکه بیشتر این اشعار را حافظ در حاشیه کشاف زمخشری نوشته است. 
می خواستم این را بگویم که گاه چهره یک انسان بزرگ زیر لایه های دست سازی که ما درست می کنیم گم می شود. 
حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل العباس سلام الله علیه از این نوع شخصیت ها هستند. خصوصا چهره حضرت ابوالفضل آنقدر زیر نقاب شجاعت و شهامت روز واقعه کربلا رفته که ما از او بلاغت و فصاحت و تفسیر و علم و ... گویا چیزی نمی بینیم. 
استاد فاطمی نیا می فرمود: 
عظمت حضرت عباس بن امیرالمومنین (ع) از عقول ما خارج است. امام معصوم(ع) در مورد ایشان می‌فرماید: «رَحمَ الله عمَّنا عباس کان نافذ البَصیرة»: خداوند عمویمان عباس را رحمت کند که چشمانش نافذ بود."یعنی چشمان قمر بنی‌هاشم پرده ها را می‌شکافت.
تاریخ صحیح می‌نویسد امام حسین(ع) خطاب به او فرمودند : «بِنَفسی أنت»: عباس! جانم به قربانت. الله اكبر از این عظمت كه امام معصوم (ع) این تعبیر را در مورد كسی استفاده كند! 
این همان جلوه های گمنامی است. 
...........................
در هر صورت این روز را روز جانباز نامیده اند. دیروز نیز روز پاسدار بود. فردا نیز روز ولادت حضرت سجاد علیه السلام است. چه خوب بود فردا را نیز روز دعا می خواندند. چه اینکه معارف بسیار بلند و عالی در میان ادعیه منقول از حضرت امام زین العابدین به ما رسیده است. 
این ایام را تبریک عرض می نمایم.
#من-یک-پاسدارم
 




نوع مطلب :
برچسب ها : من یک پاسدارم، امام حسین، امام زین العابدین، حضرت ابوالفضل، روز جانباز، روز پاسدار،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 19 فروردین 1398 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
امسال که نوروز را در عتبات بسر بردیم با خودم درگیر بودم!
با خودم می گفتم که حسب اطلاعی که داشتم روزانه از مرز مهران که ما آمدیم ، 40 اتوبوس زایر می آیند. هر اتوبوس هم حداقل 40 نفر هستند که به عبارتی می شود 1600 نفر روزانه. و به عبارت ماهانه می شود 48000 نفر!!!
واقعاً ظرفیت بزرگی است. خصوصاً که حضرت علی(ع) و امام حسین(ع) ریشه در باورها و اعتقادات و مراسم مذهبی ما دارد. 
در یک جمع خصوصی این موضوع را مطرح کردم که یکی از عزیزان گفت حرف درستی است. در زمانهای قدیم که زیارت یک امر مشکلی بود. مهیای سفر شدنش. چاووش خوانی اش، رفتن و آمدنش که ماهها طول می کشید، پس از آمدن این آدم سفر کرده یک منزلت اجتماعی پیدا می کرد. مردم او را به چشم دیگری نگاه می کردند و او هم سالها از سفرش می گفت و مواظب بود تا این موقعیت اجتماعی را با رفتار خارج از عرف و عقیده خراب نکند. 
اما این قصه زیارت الان بیشتر به یک توریسم مذهبی تبدیل شده است!!! 
از دل این دغدغه هایم بحث جامعه اسلامی، نظام اسلامی، نظام سازی، نقش زیارات در نظام سازی ، ملزومات و شاخصهای نظام اسلامی و شاید صدها سوال دیگر برآمد. 
تاسف می خورم از اینکه بعد از گذشت 40 سال از انقلاب هنوز ما آن شاخصه ها را تعریف نکرده ایم. یعنی جز عده انگشت شماری به این موضوع التفاتی ندارند. تاز این مباحث نظری باید بیاید اجرایی شود. که با این جناحها، با این باندبازیها، خلاصه با این مجلس و دولت کار به جایی نمی رسد. برخی از مراجع عظام نیز هنوز در بند احکام فقهی روزمره و ... هستند. 
تعریفی از زیست اسلامی در جامعه مدرن امروزی کمتر به چشم می خورد. بیشتر جنبه های شخصی و ارتباط افراد با خدا مطرح است. گویی از اسفار اربعه تنها ما یک سفر را بیشتر تجربه نمی کنیم. احساس می کنم کسی به ترسیم مقام معظم رهبری از نظام اسلامی نیز بها نمی دهد!! یعنی مجریان و نظریه پردازان در پائین دست کار مهمی در این خصوص انجام نداده اند:
 
 
اخیراً مطلبی دیدم از حجت الاسلام دکتر رسول جعفریان در سایت کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران با عنوان حمام اسلامی (گزارشی از رساله «دلاکیه» حاج محمد کریمخان شیخی کرمانی) که گوشه چشمی به همین موضوع داشت و آقای مهدی نصیری نیز حاشیه ای بر آن زده اند. حتماً بخوانید . لینکش را در ذیل می گذارم. 
چطور می شود حمام را اسلامی کرد؟ آیا می توان توصیه هایی را در باره حمام مطرح کرد که در این مورد مشخص، نوعی زیست متفاوت با آنچه که مثلا در غرب یا شرق هست، تعریف شود؟ اگر عبادات را منها کنیم، در امری مثل حمام، چه تفاوتی میان زیستی که در مدنیت اسلامی هست، با آنچه میان یهود و نصارا یا غرب هست وجود دارد؟ رساله دلاکیه، با این انگیزه نوشته شده است تا نظر اسلام در باره شغل دلاکی و آنچه در حمام می گذرد معلوم شود. البته حاج محمد کریمخان شیخی که آن را نوشته، از معلومات خود در طب سنتی و فیزیک یونانی هم استفاده کرده و یکجا در باره دلاکی از نظر عقل و شرع و عرف و حتی به اعتبار یک صنعت از آن سخن گفته است. نوشتن در این باره، این یک تجربه تاریخی است، تجربه ای که هنوز بسیاری به آن فکر می کنند.....




نوع مطلب :
برچسب ها : نظام اسلامی، نظام سازی، جامعه اسلامی،
لینک های مرتبط :
شنبه 17 فروردین 1398 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

خبر سیل از گلستان تا خوزستان که رسید دردناک بود. 
خیلی ها تازه هوشیار شده و از مدیریت بحران و تعرض به حاشیه رودها و ... سخن ها گفتند. 
یک بار در یکی از جلسات شهرداری گفتم بی قوارگی شهر و مشکلات ناشی از آن به دلیل منفعلانه عمل کردن ماست. 
می گذاریم اتفاقات بیفتد تازه می آئیم جبران خسارت کنیم. 
این حرف ها را می گذاریم برای جای دیگر. 
فعلا با تمام مردمی که  عزیزان و خانه خود را از دست دادند اعلام همدردی می کنیم. 





نوع مطلب :
برچسب ها : سیل، همدردی، بحران،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 فروردین 1398 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
داشتم کتابخانه ام را جابجا می کردم. در یک قفسه تقویم هایم را قرار داده ام. تقویم سال 88 سر جایش نبود. امروز صبح رفتم کتابخانه داخل گاراژ و آنجا دنبال تقویم 88 گشتم و پیدایش کردم. 
در آن سال یک سالنامه با عنوان «سالنامه حقوقی ایران»  در تهران از «مجمع علمی و فرهنگی مجد» خریده بودم . این مجمع ناشر کتابهای حقوقی است. این سالنامه هم اطلاعات حقوقی خوبی داشت. ...
در هر صورت دوباره به تقویم نگاهی کردم. برای آغاز سال مطلبی نوشته بودم که در انتها در چند بیت عرض ارادتی داشتم محضر مولای عشق حضرت صاحب الزمان(عج). همین 4 بیت را و ان شا الله یک شعر دیگر را که در این دفتر بود برای پست بعد میگذارم. 

ای تو خورشید حق و ما ذره ای
ای تو کوه حشمت و ما دره ای
در کلام ما کمی حکمت بریز 
بر گناهم آبی از رحمت بریز
بهر سربازی آن مولای عشق 
وارهانم از زمان و از دمشق*
خادم خوبم کن از بهر صواب 
تا به او سازم ارادت های ناب

*دمشق کنایه از مکان. از زمان و مکان وارهانم
 




نوع مطلب :
برچسب ها : امام زمان(عج)، شعر،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 8 فروردین 1398 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
برای پژوهشی که تازه شروع کردم و آن هم نوشتن خاطرات بچه های مهندسی سپاه است، در ایام تعطیلات، مطالعات میدانی می کردم که در نشریه سنگر، فصلنامه مهندسی سپاه شماره 8 سال 1381، ص 16 که مطلبی تحت عنوان «تحلیلی بر مدیریت پاکسازی در کشور» که اشاره ای داشت به پاکسازی میادین مین و گلوله های عمل نکرده و ... یک جدول مقایسه ای جالبی داشت که در اینجا می گذارم. 
این جدول تنها مختص به این حوزه نیست بلکه در بسیاری از حوزه ها الان ما می توانیم به چنین مقایسه هایی برسیم. 
اگر بتوان برخی محسنات زمان صلح را با ارزشهای زمان جنگ تلفیق کنیم می توان به یک خروجی قدرتمند نظام ساز برسیم. 

تفاوت پاکسازی در زمان جنگ و صلح 
.......................................................

دوست بسیار عزیزم آقای «ایمان کفایی مهر» این جدول را دیده و اینچنین به هم آمیخته:

جدول را دیدم

مقایسه تطبیقی جالبی بود.

آن دو را اگر بهم آمیزیم بگمانم اینگونه میتواند باشد:

 

١- انجام ماموریت متعهدانه با رعایت نكات ایمنی.

٢- انگیزه معنوی و ارزشی،فراتر از انگیزه های مادی.(خیر رساندن به جامعه ضمن حصول درآمد منطقی برای افراد زحمتكش درگیر در ماموریت)

٣- تدبیر ،دقت،سرعت و شجاعت

٤- گذشت و ایثار از خود جهت حفظ منفعت دیگران(الزاما میتواند مادی نباشد)

٥- تلاش جهت كاهش صدمات و تلفات

٦- استفاده از دانش در دسترس و تلاش جهت كسب دانش روز بمنظور ارتقاء بهره وری.

٧- استفاده از امكانات موجود و تلاش جهت ارتقاء آنها

٨- استفاده از قوانین كشوری جهت پیشبرد متعهدانه در اجرای امور.

٩- نظارت،كنترل و ارزیابی مستمر در روند اجرای ماموریت و اصلاح فرایندها بمنظور افزایش كیفیت و كاهش هزینه ها

١٠- ثبت و مستند سازی تمامی تجربه های حاصل از اجرای ماموریت ها(بصورت موردی) بمنظور انتقال تجربه به نیروهای تازه نفس و جوان و افزایش آگاهی و ارتقاء سطوح آموزشی.





نوع مطلب :
برچسب ها : مهندسی رزمی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 7 فروردین 1398 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
الحمد لله که قسمت و روزی ما هم شد که دوباره به عتبات برویم. البته بیشتر همت حاج خانوم بود که برنامه سفر را گذاشت و ثبت نام کرد و مرا همراه برد. و الا من سنگین تر از آن بودم که حالا حالا به زیارت بروم. 
کاروان خوبی داشتیم و مدیر کاروان آقای جواد نورس عیسی کندی بود. که در حین سفر هم یک ارتباط فامیلی هم با هم پیدا کردیم. از ایشان به خاطر مداحی های خوب و همچنین صراحت لهجه در بیان برخی از خرافات تشکر هم کردم. 

مدیر کاروان 
آقای جواد نورس و من در مسجد سهله
...................................................
بسیار جالب بود که در اولین روز رسیدن به نجف که می خواستیم برویم حرم امیرالمؤمنین، آقای ایمان را دم در حرم دیدیم که برای کار در پروژه حرم به آنجا رفته بود. 
لطف کرد و فردایش از غذاخوری حرم نیز برای ما غذای متبرک آورد. 
نجف
من و سیروس ایمانی در نجف
...........................................
عصر آن روز هم باران شدیدی آمد و در حیاط حرم پاچه ها را زدیم بالا و یک زیارات بارانی به یاد ماندنی کردیم. 
وقتی رفتیم مسجد سهله، آنجا یک کتابفروشی مفصلی بود که از فرصت استفاده کردم و به آنجا هم سری زدم. چشمم دو کتاب را گرفت اما بسیار گران بودند. تنها به گرفتن عکس و مطالعه اجمالی بسنده کردم. حالت دایره المعارفی با عکسهای خوبی همراه بود. 
کتاب

به کربلا که رسیدیم به قرار خودم با شهیدان عمل کردم و نایب الزیاره آنان بودم. خصوصا امسال دو نفر شاخص را مد نظر قرار داده بودم. یکی شهید علی شرفخانلو که مسئول تدارکات لشکر عاشورا بود و الان با پسرش حسین مراوده مجازی داریم و دیگری میریدالله غنی زاده بود که مورد توجه خاص بوده و قبل از شهادت برای خودش مشاهداتی داشته که قبلا در وبلاگ وصیت نامه اش را منتشر کردم. 
شهدا

در کربلا قرار دیگری هم داشتیم با مهندس محسن افخمی نیا که در پروژه کربلا کار می کرد. لطف نموده مرا به کارگاه برد و اطلاعات مفیدی را در اختیارم گذاشت.
زینبیه
من و افخمی نیا کربلا
..............................
کتابی را هم که پارسال می خواستم بخرم امسال از کربلا خریدم. دادم امام جماعت کربلا نیز یک توشیحی کرد. این کتاب که راقدون عند الحسین نام دارد، مدفونین در کنار مرقد آقا امام حسین را به طور اجمال نوشته که در برخی از موارد اجمالش متاسفانه در حد یکی دو خط می باشد. 
کتاب

در هر صورت امسال زیارت متفاوتی داشتیم. من لابلای زیارات به غیر از ارتباطی عاطفی که با ائمه ایجاد می کرد به دنبال یک نظام خاصی می گشتم. که بتواند در نظام سازی حکومت اسلامی ، در حرکتهای اجتماعی و نهایتا محصول این سفر برایم باشد می گشتم. 





نوع مطلب :
برچسب ها : زیارت کربلا، زیارت نجف، عتبات عالیات، نائب الزیاره شهدا،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 اسفند 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
تا ساعتی دیگر مسافر عتبات عالیات هستیم. 
دعا کنید با توشه و سوغاتی خوب برگردیم. 
و ائمه با کرامت ما زیارت با معرفت را نصیبمان فرمایند. 
خداحافظ
 




نوع مطلب :
برچسب ها : زیارت عتبات،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 96 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :