شمیم آشنای دوست
درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

صفحات جانبی:

نویسندگان:

ابر برچسبها:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

خدمت شهید به مادرش!

نوشته شده توسط:حسین غفاری از ارومیه
پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395-05:44 ب.ظ

بزغاله‌ای را خدمت پیغمبر اکرم(ص) آوردند. ذبح کرد و فرمود: «هرکس گوشت می‌خواهد بیاید.» فقرای مدینه به سوی خانه‌ی پیغمبر به راه افتادند. پیغمبر به هر کدام یک تکّه داد. بعد که همه رفتند، فقط یک کتفِ آن مانده بود. یکی از زنان پیغمبر عرض کرد: «یا رسول اللَّه! بزغاله‌ای به این بزرگی رفت؛ همین کتفش ماند!؟» پیغمبر فرمود: «همه‌اش ماند؛ فقط همین کتفش است که می‌رود.» یعنی می‌خوریم، از بین می‌رود و تمام می‌شود؛ امّا آنچه که دادیم می‌مانَد.

ما عندکم ینفد و ما عنداللَّه باق

این را پسر مادر شهیدی مثال آورد که گفت آن برادران که رفتند برای ما ماندند. من که مانده ام کاری برای مادر نکرده ام. تازه باز هم این برادران شهیدم هستند که برای مادر کار می کنند. روزی بنیاد شهید او را به حج می فرستد. روزی به کربلا و ... پس این دوباره شهیدانند که به مادرم می رسند نه من!!

................

عید مبعث مبارک



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395 05:47 ب.ظ

سید سلماسی
یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 10:47 ق.ظ
سلام حاج حسین چرا از شهدای امروز ومدافع حرم نمی نویسی
اسد
یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 09:03 ق.ظ
سلام علیکم ، مانده نباشی دلاور.دست مریزاد
پاسخ حسین غفاری از ارومیه : متشکر
طیب
جمعه 17 اردیبهشت 1395 07:19 ب.ظ
بیش از 10 نامه دارم از این شهید که با این بیت شروع شده اند
طیب
جمعه 17 اردیبهشت 1395 07:17 ب.ظ
محمدعلی قلیزاده از خوی گردان قاسم والفجر 8
طیب
جمعه 17 اردیبهشت 1395 06:44 ب.ظ
شهید قلی زاده در اول نامه هایش این شعر را می نوشت:
دل هوای لاله زاران می کند
بیقراری بهر یاران می کند
ما هم شعر خودشو تقدیمش می کنیم شاید مایه آرامشی بر قلب ها باشد
پاسخ حسین غفاری از ارومیه : کدام قلیزاده؟ طیب جان
سعید جلالی
پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395 09:54 ب.ظ
سلام بر دوستانی که یاد یاران را فرض خود دانستند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر