شمیم آشنای دوست
درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

صفحات جانبی:

نویسندگان:

ابر برچسبها:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

پس کوچه های خاطرات !

نوشته شده توسط:حسین غفاری از ارومیه
چهارشنبه 23 تیر 1395-07:34 ب.ظ



گاهی خاطرات خیابان دارد.
گاه کوچه.
گاهی هم پس کوچه!
برخی خاطرات خیلی رسمی هستند. 
چارچوب دارند. 
برخی در خودسانسوری می ماند.
برخی بدآموزی دارد. 
برخی را نمی شود چاپ کرد باید مخاطبش باشد و شفاهی گفت...
در هر صورت خداوند پدر حاج حبیب نجف پیر را بیامرزد. 
زنگ زد و گفت حاج اژدر از اردبیل آمده شب بیائید باغ ما، خانوادگی
چند نفر محدود آمده بودند
پورولی، آدم عارف، جهانبخش و من
از خانواده خودشان هم حاج مجید و حاج باقر و دامادهایشان
از اول ملاقات تا ساعت رفتن آنقدر در پس کوچه های خاطرات گشتند که گویا دوباره رفته بودیم منطقه.
لابلای صحبت ها از حماسه هایی صحبت به میان آمد که لم یلد و لم یولد!!
آدم هایی که مثلاً از دورافتاده ترین جای پارس آباد مغان آمده بوده ولی معنویت و شجاعتش چیزی کمتر از آدمهای سرشناس نبوده. 
با همان مظلومیتشان هم به شهادت رسیده بودند. 
الان هم گویی لم یکن شیئا مذکورا
خداوند روح همه آنها را قرین رحمت فرماید.


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 23 تیر 1395 07:43 ب.ظ

قربانی
چهارشنبه 28 مهر 1395 04:49 ب.ظ
چقدر سخته آدمی کثیف ترین کاررو بکنه که همه به خوبی قبولش دارن.
..
.
.
خیلی ها در پشت چهره خوب قایم شده اند.
توصیه میکنم شما هم زیاد بال و پرش ندید چون این آتش خانمان برانداز است.
پاسخ حسین غفاری از ارومیه : سلام. بهتر بود واضح تر بصورت خصوصی ارسال می کردید!!
علوی
شنبه 26 تیر 1395 02:20 ب.ظ
به به خوش به حالتان
طیب
جمعه 25 تیر 1395 07:30 ب.ظ
سلام جای ما را خالی کردید ولی به هر حال دوستان به جای ما لحظات خوب و سرشار از شور و سرزندگی داشته باشند.
پاسخ حسین غفاری از ارومیه : جای دوستان خالی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر