شمیم آشنای دوست
درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

صفحات جانبی:

نویسندگان:

ابر برچسبها:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

ادب داود

نوشته شده توسط:حسین غفاری از ارومیه
یکشنبه 4 مهر 1395-08:36 ب.ظ


من دانشجو بودم. می رفتم و می آمدم. داوود عبداله پور که از بچه های خوی بود، چند سالی از من کوچکتر بود. آنها در سال 65 ماندند و رفتند دوره فرماندهی. 
سال 66 که آمدم. داود فرمانده دسته بود. و ما هم رفتیم دسته ایشان. اما او با وجود من و چند نفر دیگر از افراد با سابقه خجالت می کشید به عنوان فرمانده دسته امر و نهی کند. سعی می کرد اجازه بگیرد. 
هی ما می گفتیم به سن و سال نیست به اخلاص است. او بیشتر خجالت می کشید. 
تا اینکه بعد از عملیات بیت المقدس 2 نشان داد که همین ادب او ، پروازش داد. 
روحش شاد در این ایام هفته دفاع مقدس.


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 4 مهر 1395 08:42 ب.ظ

عبدالصمد
دوشنبه 5 مهر 1395 11:53 ق.ظ
سلام بر بازمانده دوران طلایی
یاد و خاطره همه عزیزانمان را گرامی می داریم
آنم آرزوست
م.علوی
دوشنبه 5 مهر 1395 08:19 ق.ظ
این نفس جاندامنمبرتافته است
بوی پیراهان یوسف یافته است
از این وبلاگ بوی یوسف های گم گشته می اید.یادشان گرامی
طیب
دوشنبه 5 مهر 1395 07:23 ق.ظ
سلام تبریک دفاع مقدس و ذکر این نکته که بزرگترین دستاورد ما در این حادثه تاریخی پیروزی در حفظ« اخلاق و انسانیت» بر اساس آموزه های شریعت و مدنیت بود. در هیچ یک از منابع اتیک و امیک(خودی و غیر خودی) هیچ جنایت جنگی توسط رزمندگان ایرانی ثبت نشده است جز کم سن و سال بودن آنها و عبور از میادین مین.با داوود در پای نخلستان جزیره بوارین با هم بودیم.روحش شاد
مهاجر
یکشنبه 4 مهر 1395 09:52 ب.ظ
سلام حسین جان

روحش شاد چقدر جوان با حیا و مودبی بود...

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر