بیدمشک
شمیم آشنای دوست
یکشنبه 5 شهریور 1396 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه


«راز و رمز جنگ» در دو جلد نوشته آقای دکتر «احمد اصغریان جدی» است که کتاب اول(ویراست دوم) آن به تاریخ 1387 و کتاب دوم آن به سال 1381 از سوی انتشارات دانشگاه شهید بهشتی به چاپ رسیده است.

این دو جلد از سوی یکی از دوستان به من اهدا شد و آن را در نوبت مطالعه ­ام قرار دادم. بعد از اتمام مطالعه خواستم ببینم آیا کسی در فضای مجازی به نقد و بررسی این کتاب پرداخته است یا نه؟ چیزی نیافتم. برآن شدم تا دست و پا شکسته مطلبی برای آن بنویسم. هرچند به نظر می­رسد کتاب اول دوم باشد و کتاب دوم، کتاب اول! محتوا آنگونه نشان می­دهد که سیر زمانی مطالب در کتاب دوم شروع و در کتاب اول پایان می­ پذیرد.

نگاه این کتاب از زاویه یک نفر متخصص در حوزه مهندسی بسیار قابل تأمل است. دکتر جدی متولد 1329 و دانشیار دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی است.

روایت داستان گونه­ ی خاطراتش از جنگ که لابلای آن می ­توان دریافت قبل از انقلاب نیز با شهید عراقی در تماس بوده و یک سلاح کمری از او دریافت نموده و بعد از پیروزی انقلاب نیز رئیس یکی از کمیته­ های انقلاب اسلامی بوده، جذابیت خاصی به کتاب داده است.

در مؤخره کتاب دوم دانسته می­ شود که برخی از نام­ها، زمان­ها و مکان­ها در این خاطرات داستانی، تغییر یافته است تا پیامدهای آن کنترل شده باشد. همین تغییر باعث شده تا نویسنده از خودسانسوری رهیده و با جسارت تمام خیلی از تلخ و شیرینی ­های جنگ را به راحتی بازگو نماید. آزمون خطاهای جنگ در کنار اخلاص فرماندهان و نیروهای جنگ، کمک­ های مردمی در پشتبانی جنگ در کنار افرادی که از جنگ برای خود کیسه دوختند، واقعیات زندگی ملموس دوران جنگ را به زیبایی آشکار ساخته است.

تجربه­ های زیستی در جنگ در کنار آدم­های گوناگون با افکار و مرام­های مختلف یکی از تصویرسازی­های موفق این دو کتاب است. شناساندن ستون پنجم و نقش آنان در جنگ حداقل برای من که خود نیز در جنگ حضور داشتم، از تازگی برخوردار بود. تجارب مهندسی رزمی و بکارگیری روش­های بومی، در این کتاب به وفور یافت می­شود. 

نقش کاسب­کارانه برخی افراد مانند کاراکتر دکتر کامران که کاتولیک­ تر از پاپ بودند و یا برادر دکتر کامران که از جانبازی­ اش چه سوء استفاده­ هایی که نکرد. غربت یک فرمانده لشکر(مهندس گلی!) در بازداشت نیروی انتظامی و ... تصویرسازی­ های زیبای این کتاب است.

گاهی شدیداً به یک پاورقی هرچند کوتاه احساس نیاز می­ شد که نمی­دانم چرا نویسنده از آن دریغ نموده بود. مانند اشاره به داشتن یک کامپیوتر کوچک که با باطری کار می­کرد آن هم مثلاً در سال­های پایانی جنگ. لازم بود این کامپیوتر تعریف می­ شد تا با لپ­ تاپ­های امروزی اشتباه نشود.

در هر صورت کتاب به قول دکتر محمود رازجویان، عضو هیأت علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی  که بر کتاب مقدمه ­ای افزوده، خواندنی و شیرین است و در عین حال تحقیقی از جنس کیفی پیش روی آدم می­ گذارد.

حسین غفاری، 5/6/96

تذکر یکی از دوستان: 

آقای جدی از جانبازان جنگ بوده و ماجرای قطع پایش را در میدان مین و نجاتش توسط شهید کمال در ص 36 کتاب اول آمده است. 

ممنون از یادآوری برادر جانباز





نوع مطلب :
برچسب ها : جنگ، مهندسی رزمی، خاطرات، کتاب، جانباز،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 شهریور 1396 01:17 ب.ظ
I've been browsing on-line greater than 3 hours these days, yet I by no means found any interesting article
like yours. It is lovely value enough for me.
In my opinion, if all website owners and bloggers made
just right content material as you did, the internet will likely be a lot more helpful than ever before.
سه شنبه 7 شهریور 1396 02:27 ق.ظ
یکشنبه 5 شهریور 1396 10:09 ق.ظ
ایشان یکی از جانبازان جنگ است که یک پایش را در این میان از دست داده است.
یکشنبه 5 شهریور 1396 10:04 ق.ظ
ایشان یکی از جانبازان جنگ است که یک پایش را در این میان از دست داده است.
حسین غفاری از ارومیه: ممنون درج شد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :