بیدمشک
شمیم آشنای دوست




نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، خاطرات، شهید،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 آذر 1396 01:07 ق.ظ
سلام
بسیارعالی بود تبارک الله

آری برادر آن چنان بود.یادشان گرامی ودستتان درد نکندوقلمتان همچنان پرقوت.خداوند یارتان
چهارشنبه 22 آذر 1396 10:45 ب.ظ
سلام حسین جان عزیز
مدتی بود نتوانسته بودم به وبلاگ شما مراجعه کنم به اندازه یک صفحه از وبلاگت. خیلی متفاوت شده است لذت بردم اتفاقات مبارکی را نشان می دهد توفیقات روزافزونت را از خدا می خواهم. البته احتمال می دهم شهدا بیشتر دعاگویت هستند و توفیقات را در چشم عنایت شهدا می بینم.
حسین غفاری از ارومیه بدون آنها ما هیچ هستیم. ممنون از لطفتان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :