تبلیغات
بیدمشک - آنجا که قصه ها متولد می شوند
 
بیدمشک
شمیم آشنای دوست

شهید علی حمدالهی 

.....................................

حالا وقتی برخی مطالب تاریخی را می­ خوانم، می­ بینم که چقدر شبیه قصه­ های کودکی من است. حتی در زندگی­ امروزه ­ام تناسبی از مناسبات بین آدم­ ها را در قصه­ های زندگی ­ام پیدا می­ کنم. شاهان و حکیمان، ثروتمندان و فقیران، آدم ­های خوب، آدم ­های بد...

برای فرزندانم از روی کتاب قصه گفتم. اما برای نو­ه­ ام از روی کتاب قصه نمی­ خوانم. دیده ­هایم را برایش کودکانه روایت می­ کنم. نام شخصیت­ ها را عوض می­ کنم.

زمانی قصه­ ها را می ­شنویم. زمانی قصه ­ها را می ­خوانیم تا زمانی که خود «قصه ­گو» می­شویم. شاید دو کوچه بالاتر، شاید شهری دیگر و حتی کشوری دیگر خود ما را هم قصه کرده باشند. چه اینکه «بینوایان» تنها قصه «ژان والژان» نیست که «ویکتورهوگو» آن را روایت کرده باشد. بینوایان، همیشه خدا هستند. گاه یکی پیدا می­ شود که شکلی از داستان آنها را روایت کند.

«جوجه اردک­های زشت» همیشه متولد می­ شوند. و «دخترک کبریت فروش»، قرن­هاست که کبریت می­ فروشد. هرجا که ظلم بیداد کرده، ذهن­ها آبستن «پهلوانان» می­ شود. تا در قصه­ ها متولد شوند. تا یکی از آنها بیاید ریشه­ ی ظلم را برچیند.

یکی در این طرف دنیا «کلیله و دمنه» می­ آفریند. دیگری در آن سر دنیا «قلعه حیوانات». یکی «رومئو و ژولیت» می­ نویسد. یکی «لیلی و مجنون» و «خسرو شیرین» می­ سراید. هرچه که در عالم حقیقت به سرانجامی ­نمی­ رسد؛ راه به قصه­ ها می­ برد تا پایان خوشی برای آن رقم بزند. آدم­ های بدی که در قصه ­ها به سرانجامی خوش می ­رسند، به برکت دل امیدوار قصه گویان آنهاست.

شاید «علی حمدالهی» باور نمی­ کرد که روزی من قصه­ ی او را بنویسم. قصه­ ای که هرچه سال از زمان وقوعش می­ گذرد، خودم به آن نیازمندتر می­ شوم تا نوه­ ی خُردسالم.

یکی بود، یکی نبود، روزی از روزهای خدا، دشمن به خاک مردم خدادوست حمله کرد. لشکری از خوبان بپا خواستند تا در مقابل این دشمن بایستند. یکی از این رزمنده­ ها اسمش علی بود. علی توی لشکر عاشورا بود. یک شب که رفتند تا حساب دشمنان را برسند، دشمنان خودشان را در تاریکی شب قایم کرده بودند تا رزمندگانِ لشکر خوبان را غافلگیر کنند. فرماندهان برای اینکه بدانند دشمن کجا قایم شده است دنبال راه چاره می گشتند که علی گفت من بلند می­ شوم و جلو می­ روم. شما منتظر باشید تا ببینید که از کجا به سمت من شلیک می­ شود. آن وقت جای آن ترسوها مشخص خواهد شد. علی ایستاد و جلو رفت که ناگهان تیرها به سمت علی شلیک شد و جای دشمن لو رفت. علی زخمی شد ولی عملیات با این شجاعت علی و یارانش به پیروزی رسید...

در چشم­ های شنوندگان قصه می­بینم که چقدر می­ خواستند آنها جای علی بودند. حتی یکی برای علی وقتی می­ خواست بلند شود و به میدان برود؛ دست زد. لازم نیست بعدها چیزی بر این قصه بیافزایند. اگر بخواهند بار عاطفی قصه را زیاد کنند برای آن هم نمونه هست. مثل «کریم طریقت» که وقتی برای عملیات می­ رفت فرزندش هنوز به دنیا نیامده بود. عاقبت هم پسرش را ندید و در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید. حالا تازه می ­فهمم که قصه­ ها چگونه متولد می­شوند. 

یکی بود، یکی نبود. خیلی­ ها بودند؛ الان نیستند. خیلی­ ها قصه شدند. برخی هم قصه­ گو شدند. کم­ کم قصه­ گوها هم به قصه­ ها خواهند پیوست.

حسین غفاری

16/10/96

   





نوع مطلب :
برچسب ها : شهید، لشکر عاشورا، قصه،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 27 دی 1396 05:06 ب.ظ
سلام
دوستان این نکته را جهت یاد آوری خدمت شما عرض می کنم مخصوصا کامنت جناب م . علوی :
ما نباید شهدایمان را صرفا آسمانی تصورو معرفی کنیم ،
که آنها غیر قابل درک هستند و از این حرفا.
خلاصه ما همه به نوبه ی خود با این شهدا زندگی کردیم در کوچه در بازار در محله در مدرسه در دانشگاه در حوزه در چادر و کنار خاکریز ...آنها هم انسانهای بودند مثل همه ،
ولی عنصری که متمایز کننده بود این بود که خط و مشی انها شرع و تکلیف و ادب و نماز و ایثار و ولایت محوری و اهلبیت علیهم السلام بود...و عاشق شهادت و اهل شب و راز و نیاز و عبودیت و اهل کار و درک موقعیت و اقدام و عمل اینها و خیلی از فضایل انسانی دیگر سیمای آن مردان خدا بود... ارادت
حسین غفاری از ارومیههمینگونه است
سه شنبه 26 دی 1396 07:43 ق.ظ
علی حمدالهی و مارادراك من علی حمدالهی!؟
حسین غفاری از ارومیهسلام بر مهدی
شنبه 23 دی 1396 09:09 ب.ظ
سلام وخدا قوت :
چه عکس زیبایی !
در طول این سالها گاه و بی گاه آقای محمد نژاد خاطراتی از این شهید عزیز تعریف کرده ،
گاهی حس می کنم که با او همرزم بوده ام...
خدایا ! به ما توفیق درک شهدا و امام الشهدا و قرآن و اهلبیت علیهم السلام را عنایت فرما.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :