بیدمشک
شمیم آشنای دوست
پنجشنبه 12 بهمن 1396 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
نفر سمت راست شهید محمدرضا چوداری قره پاپاق
........................................................................................................
برادرش برایم تعریف می کرد که محمدرضا عزیزکرده خانواده بود. 
برای همین هر سال برایش جشن تولد می گرفتند. 
محمدرضا متولد 11 بهمن ماه بود. 
اما جشن تولد سال 57 محمدرضا سرشار از دلهره و نگرانی بود. از روزی که شنیده بودند امام می آید دل به هیچ کاری نمی داد تا اینکه امام به سلامت به ایران برسد و مشکلی پیش نیاید. 
11 بهمن سال 57 روز تولد محمدرضا در تشویش و نگرانی گذشت تا اینکه در دوازه بهمن امام به سلامتی به ایران آمد. لذا مادر شهید محمدرضا چوداری کیکی می پزد و هر دو جشن تولد انقلاب و تولد فرزندش را با هم یک کاسه می کند. 
دست آخر هم محمدرضا در راه پاسداری از انقلاب در تاریخ نهم فروردین سال 1361 در دهلران به شهادت می رسد. 
پدر محمدرضا نیز زحمت های زیادی برای انقلاب کشید. عکس زیر او را در نقش یک جوانمرد در کنار حجت الاسلام حسنی نشان می دهد. 
خداوند پدر و مادر این شهید را بیامرزد.
 

زندگی نامه شهید محمدرضا چوداری:

پاسدار شهید محمدرضا چوداری در 11 بهمن سال 1340 در شهرستان نقده در یك خانواده مذهبی دیده به جهان گشود. جدّ مادری وی روحانیِ باتقوا و از علمای طراز اول نقده بود.

در سال 1346 به همراه خانواده اش به شهر ارومیه مهاجرت نمود و دوره ابتدایی را در دبستان (مستشاری) و بعد در دبستان بزرگمهر به تحصیل پراخت. در این مدت بارها از طرف اولیا مدرسه به لحاظ موفقیت های تحصیلی مورد تشویق قرار گرفت.

در سال 1357 با اوج گیری انقلاب اسلامی و با توجه به تربیت دینی، در فعالیت سیاسی شركت نمود و همگام با مردم در پیروزی انقلاب تلاش و مجاهدت نمود.

بعد از پیروزی انقلاب، شب ها به صورت نگهبانی برای حفظ و حراست از شهر و روزها در سنگر مدرسه با درس در خدمت اسلام قرار داشت. تا اینكه در سال 1359 موفق به اخذ مدرك دیپلم گردید و برای خدمت بیشتر به لباس مقدس پاسداری ملبس گردید.

در سال 1360 از طرف سپاه پاسداران جهت گذراندن دورة آارموزش به تهران عزیمت نمود و بعد از مراجعت، فعالانه در صحنه های دفاع از انقلاب شركت نمود. او بارها برای پاكسازی مناطق سرو و هشتیان، محال انزل و اشنویه و مهاباد اعزام شد و یكی دو بار در همین عملیات ها زخمی گردید.

بالاخره در سال 1361 به جبهه ها اعزام گردید. به عنوان آرپی‌جی زن در جبهه عین خوش به رشادت و مجاهدت پرداخت و سرانجام در تاریخ 9/1/1361 در مقابله با دشمن بعثی به شهادت رسید.


....................................................
این هم عکسی از شهید چوداری در پاکسازی های منطقه در 18 سالگی/ با تشکر از دکتر علیرضا چوداری





نوع مطلب :
برچسب ها : شهید، نقده، قره پاپاق، انقلاب اسلامی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 بهمن 1396 03:01 ب.ظ
سلام خسته نباشی دلاور
خدا رحمتش کند از هم کلاسی های ما دردبیرستان رضا شاه قبلی واقع در خیابان امام بود .یادش بخیر خاطراتی با هم داشتیم.خداوند تمام شهدا را رحمت کند.
شنبه 14 بهمن 1396 03:52 ب.ظ
خاطرات بس است...از درد و رنج مردم بنویس و سدها را مثل خاکریزها بشکن...از آسیب شناسی انقلاب و تهدیدهایش بنویس...
از اصول اجرا نشده قانون اساسی بنویس...
از ظرفیت های قانون اساسی که بر زمین مانده و الان گریبانمان را گرفته...
از فسادی که همه را عصبانی کرده بگو...
از فقر عموم مردم...الان باید رزمنده این جبهه شد تا به انقلاب و نظام و رهبری کمک کرد...القصه...خاطرات و تموم کن در گذشته نمان...
موفق باشی....
شنبه 14 بهمن 1396 10:15 ق.ظ
سلام
داداش وبلاگت خسته کننده و سرد شده...!!!
یه کم هم از اوضاع و حال بگی بد نیست...چقدر در گذشته می مانی....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :