بیدمشک
شمیم آشنای دوست
چهارشنبه 25 بهمن 1396 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

سال 66 رحمانلو، قبل از عملیات بیت المقدس 2/ لباس چریکی جلو حاج حبیب محمد نژاد و پشت سرش حسین غفاری

.................

اگر این جنگ نبود...

اگر این شهدا نبودند...

اگر این جبهه نبود...

من به رؤیای قهرمان شدن هم نمی رسیدم.

سکوی قهرمانی ما جایی به نام جبهه بود.

چقدر داستان از این جبهه می جوشد.

چقدرخاطره می روید.

چقدر زندگی جاریست...

من رخت بی ریختی هستم که تنها با تن جبهه معنا پیدا می کنم.





نوع مطلب :
برچسب ها : جنگ، جبهه، عملیات بیت المقدس 2، خاطره، داستان،
لینک های مرتبط :
شنبه 28 بهمن 1396 08:13 ق.ظ
سلام چریک روح الله
جمعه 27 بهمن 1396 08:37 ب.ظ
امشب خیلی به یاد شهید عسگر حقیقت هستم فکر می کنم کسی از ایشان یاد نمی کند اگر بتوانی کاری برای آن شهید انجام بدهی باقیات الصالحات خواهد بود من هم خاطراتی از ایشان دارم و در خدمت هستم
جمعه 27 بهمن 1396 08:34 ب.ظ
سلام حسین عزیزم
خاطراتی را به یاد آوردی که خیلی عزیز است. رسول نیری جوان و یعقوب ریحانی و سعید خیر آبادی و... خدا ما رو با آن عزیزان محشور کند.
چهارشنبه 25 بهمن 1396 10:59 ق.ظ
سلام عرض میکنم دوست عزیز. خواستم ببینم امکان تبادل لینک با وبلاگتون هست؟
چهارشنبه 25 بهمن 1396 09:55 ق.ظ
فصل زمستان با خاطرات فراموش نشدنی و عجیبی، عجین شده، دلمان هوائی شده.
حسین غفاری از ارومیه اری برادر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :