بیدمشک
شمیم آشنای دوست
یکی از توفیقاتی که پیدا کردم این بود که در مصاحبه هایم با دوستانی آشنا می شوم که
 خودشان برای خودشان گنجینه ای هستند.
دو روز پیش با یکی از نیروهای گردان جندالله ارومیه آشنا شدم به نام زین العابدین نقشی.

دفتری زیر بغل داشت که گاهی به آن نگاهی می انداخت. 
پرسیدم این چیه؟
گفت خاطرات روزنگاشت من در ایامی که در سنندج بودیم.
گفتم کی؟
گفت سال 1359 که با آقا مهدی رفتیم!
تا گفت آقا مهدی باکری دفتر را گرفتم و دیدم ماجرای فرستادن نیرو از ارومیه به پادگان سنندج است از تاریخ 11 اردیبهشت 59 تا 21 خرداد 51

گاه مطالب که برای خیلی ها اهمیت ندارد حاوی مطالب مهمی است که می تواند نقش اسناد را بازی کند. 
امیدوارم بتوانم در جای مناسب از این مطالب استفاده کنم. 
با تشکر از آقای نقشی رزمنده دلاور 
 
آقا مهدی باکری در کردستان




نوع مطلب :
برچسب ها : مهدی باکری، نقشی، سنندج، هیئت حسن نیت،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 اسفند 1396 08:17 ب.ظ
سلام
ممنون از مطلب خوبتون
وبسایت ارزشمندی دارین
به سایت ما هم سر بزنید، امیدوارم مطالب سایت ما هم برای شما مفید باشه...
موفق باشید
چهارشنبه 2 اسفند 1396 03:24 ب.ظ
سلام برادر
خدا قوت دلاور
چند لحظه ای مرا به سالهای خوش زندگیم بردی.
خدا خیرت بدهد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :