تبلیغات
بیدمشک - فریدون نوری
 
بیدمشک
شمیم آشنای دوست
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

... وقتی آمد برای مصاحبه گفت:
حسین آقا یادت هست می گفتیم بیائید جمع بشیم بروید جبهه!
از آن شوخی هایی که گاهی بچه ها برای ستاد نشین ها درست می کردند که مثلا اینها فقط ما را به جبهه تشویق می کنند ولی خودشان نمی روند. 
کمی خنده و از این در و آن در گفتن و بعد شروع کرد خیلی مرتب و منظم از خاطرات منطقه و عملیات هایی که با گردان جندالله انجام داده بودند گفت.
از حضورش در جنوب گفت و ...
نمی دانستیم اینقدر زود می رود. 
فریدون نوری در جمع نیروهای جندالله در حال بیان خاطرات
................................................................................
دیروز این عکس را برای دوستی فرستادم و گفتم تازه با فریدون مصاحبه کردم. 
برایم نوشت: حسین جان کارهایت را سریع انجام بده که وقت تنگ است ای برادر
آری وقت تنگ است
فریدون نوری پریشب در چشم به هم زدنی رفت!!
دیروز تشییع شد. در تشییع جنازه اش تا چشم کار می کرد کهنه سرباز بود که می توانستی از سر و رویشان خاطرات سالهای دفاع مقدس را مرور کنی. 
خدایش بیامرزد.  





نوع مطلب :
برچسب ها : کهنه سرباز، فریدون نوری،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :