آستان مقدس
بسم الله الرحمن الرحیم

ای صاحب دولت دو عالم
شاه ملكوت و ملك آدم
ای شوكت عالم از تو سرمد
ای وارث طور و نور و احمد
ای فاتح خیبر ای دلآرام
فتح دگری كن این دل خام
ما غمزدگان به پیشگاهت
از بهر طمع به یك نگاهت
ما مانده در این سراب خویشیم
اندر حرمت چو مات و كیشیم
از خاك جدا نما تو ما را
بی خار نما وجود ما را
ما از سوی آن رضای راضی
پران شده بهر عشق بازی
ای صاحب كرِّ و فرّ و دولت
ما را صله ای نما ز علمت
بگشای دری به میهمانت
تا بوسه زند بر آستانت
ما را چو غلام حلقه بر گوش
بگذار تو این وظیفه بر دوش
زین خدمت عاشقانه شاهم
بر نوكری تو من بنازم
این شعر را در آستان مقدس آقا امیرالمؤمنین در نجف اشرف سروده و در ضریح شریفش انداختم.
توفیقی بود كه با خانواده در عتبات حضور داشته باشیم. چه اینكه این جوانان با گوشت و پوستشان و اشتیاق فراوان به حضور ائمه معصومین رسیدند و من از این بابت خدا را هزار بار شاكرم . و از خداوند منان می خواهم كه به آرزومندانش نصیب فرماید و دعا كنیم كه بیت زیر در باره ما نیز اتفاق بیافتد:
دست من گیر كه این دست همانست كه من
سال ها از غم هجران تو بر سر زده ام
تبلیغات