شهدای گمنام

گمنام جبهه مظلوم شهر
وقتی قرار شد شهدای گمنام از محدوده باغ های رضوان و بهشت شهدا و قطعه شهدا و... به داخل شهرها و ارتفاعات مشرف به شهر بیایند تا مردم شهدا را در زندگی روزمره خود فراموش نکنند ، شهرها و دانشگاه ها ، مشتریان این جوانان غیوری که نام و نشان خود را هم در بازار عشق به معبود خویش فروختند و گمنامی خریدند ، شدند.
بسیاری از شهرها این شهدا را در بهترین نقاط شهر به خاک سپردند و مقبره ای برای آنان ساختند تا دارالشفای احرار و روزنه امید درماندگان راه باشد .
ارومیه که بسیاری از جوانان خود را در جبهه های نبرد از غرب تا جنوب به اسلام تقدیم کرده بود ، از غافله عقب نمانده و 8 شهید گمنام را در بلندای شهر به خاک سپرد و متاسفانه باید گفت که گویی آن شهیدان گمنام را آورده بودند تا در اینجا مظلومانه به فراموشی بسپارند .
هنوز بعد از گذشت هشت سال از دفن این هشت شهید ، بنای کذایی که قرار بود یادمان آن ها و سایه بان شب های خاموش آن ها باشد ، آباد نشده و چون خرابه شام می ماند . اگر کسی قصه دفن آن ها را نشنیده باشد باور نمی کند که هشت شهید در آن جا آرمیده باشد . دوباره بی نام و نشان ، مظلومانه اسیر کشمکش های اعتبارات و تغییر مسؤولان شده اند.
شاید اگر گوش شنوایی در مسؤولان ارگان های ذیربط بود، می شنیدند که آن ها صدا می زنند و می گویند ، خاک جبهه و مقتل ما بهتر از این بیغوله و فراموشخانه شماست . در چهار قدمی این شهدا چه بزم های شبانه ای که برپا نمی شودو دریغ از چراغی که بر سر مزار آنان فاتحه خوان شبهای فراموشی شهدای گمنام باشد.
آیا کسی صدای مرا می شنود؟
بهتر است با دوستان تابلویی در ورودی مزار شهدا نصب کنیم با این عبارت :
« به غریبستان گمنامان جبهه و مظلومان شهر خوش آمدید»
تبلیغات