تبلیغات
بیدمشک - مطالب اسفند 1397
 
بیدمشک
شمیم آشنای دوست
چهارشنبه 22 اسفند 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
تا ساعتی دیگر مسافر عتبات عالیات هستیم. 
دعا کنید با توشه و سوغاتی خوب برگردیم. 
و ائمه با کرامت ما زیارت با معرفت را نصیبمان فرمایند. 
خداحافظ
 




نوع مطلب :
برچسب ها : زیارت عتبات،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 اسفند 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

الزامات معمارانه در دفاع غیر عامل پایدار

نویسنده : اصغریان جدی , احمد

انتشارات : انتشارات دانشگاه شهید بهشتی

سال چاپ : 1386

تعداد صفحه 167

..........................................................

حالا که کار مهندسی رزمی را با دوستان شروع کردیم لازم بود مطالعات میدانی را هم در کنار کار داشته باشم. از مقاله ای به کتاب آقای دکتر احمد اصغریان حدی رسیدم. قبلا نیز در وبلاگ کتاب راز و رمز جنگ ایشان را معرفی کرده بودم. 

با خواندن این کتاب خاطراتی را در ذهنم خطور کردم و تاسف خوردم. 

در ص 12 کتاب که به عنوان مقدمه وارد بحث می شود  (اشاره ای به زمان حضور آمریکائیان در ایران و مأموریت های سنتو)می گوید:

... اداره مهندسی نیروی زمینی ارتش قسمتی از مأموریت های سنتو را به عهده داشت. یکی از مأموریت های آن طراحی و ساخت قرارگاههای حساس بود. مشاوران آمریکایی در آنجا رفت و آمد زیادی داشتند. از طریق این اداره اسرائیلی ها خانه های سازمانی با پناهگاههای ضد انفجاری ساخته بودند...

یاد اواخر زمان جنگ افتادم که تازه داشت جنگ تمام می شد که نظام مهندسی ما به این فکر افتاده بود که در ساخت و سازها یکی از الزامات باید پناهگاه باشد. یکی دو سال مردم در ساخت و سازهایشان یک جایی هم به نام پناهگاه درست می کردند که آن هم داستان خودش را دارد. چند سال بعد از جنگ هم این موضوع به فراموشی سپرده شد... گویا جنگی در پیش نخواهد بود. 

تاسف من از این بود که چرا در وقت ابتلا ما دنبال راه چاره می گردیم. چرا الان که وقت کافی برای فکر کردن به الزامات معمارانه یا مهندسی برای دفاع غیر عامل داریم به فکر نیستیم؟! گاهی آدم احساس می کند آینده پژوهی و آینده نگری از جامعه تخصصی ما رخت بر بسته. این را می شود از ساخت و سازهای در هم ریخته، و گاه با طرح و اجراهای 30 سال پیش دید. 

یکبار کتابی را در حوزه فناوری دیدم که جمله جالبی داشت و می خواست سرعت پیشرفت تکنولوژی در جهان را بگوید: 

... کتابهایی که قبل از انتشار کهنه می شوند!!!

حالا چنین اتفاقاتی برای برخی از پروژه ها دارد می افتد. طرحی که مال 30 سال پیش است بعد از هزار مکافات برای اجرا می رود. مشکل اعتبارات ساخت و ساز آن را 10 الی 20 ساله می کند. این نوع ساختمانها در روز افتتاح دیگر فرسوده حساب می شود. هر چند تازه خیلی از الزامات خصوصا الزامات زمان جنگ را هم با خود ندارد.   







نوع مطلب :
برچسب ها : معماری، دفاع غیر عامل، الزامات مهندسی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 اسفند 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
دیروز قرار بود برویم منزل آقای حمید ابراهیمی. 
دور همی بچه های پایگاه شهید مهدی امینی ارومیه در سالهای جنگ
دنبال مطلبی لابلای دفترم می گشتم که در سررسیدم در تقویم سال 96 و 11 خرداد چشمم خورد به خوابی که دیده و نوشته بودم.
آن موقع در خواب شهید عوض عاشوری از فرماندهان گردان لشکر عاشورا که در والفجر مقدماتی به شهادت رسیده بود، را دیده بودم و نوشته بودم نمی دانم چرا او را دیدم چون من با ایشان هم رزم نبودم. 
شب که رفتیم منزل حمید. حمید رفت و آلبوم عکسش را آورد و بدون مقدمه به من گفت این عکس عوض عاشوری است!

شهید عوض عاشوری با لباس پاسداری در وسط/ سمت چپ برادر مرتضی سخی نیا از بچه های ارومیه
...................................................................

تا این حرف را شنیدم مطلب خودم را گفتم. ایشان هم از عنایت آقا امام زمان(عج) به وی زمانی که در عملیات رمضان شکمش لت و پار شده بود به نقل از شهید عبدالمجید سیستانی گفت. 
بچه ها هم دنبال مطلب را گرفتند و قاسم قریشی از شهید بنی هاشمی فرمانده گردان علی اصغر گفت و ... 
چقدر آن شب بهره مند شدیم. 
این دور همی ها فضای سالهای جبهه و جنگ را برایمان زنده می کند و به عبارتی شارژ معنوی می شویم.
از راست علی اکبر جاویدی، علیرضا آسیایی، یوسف محبوبی، قاسم قریشی، حسین غفاری، حامد ابراهیمی، جواد قریشی، حمید ابراهیمی، علیرضا فلاح
عکاس هم آقای علی محبوبی بود





نوع مطلب :
برچسب ها : عوض عاشوری، شهید، جبهه و جنگ،
لینک های مرتبط :
شنبه 4 اسفند 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
گویی عملیات خیبر در ذهن آدم با حمید باکری گره خورده است. با مرتضی یاغچیان با ورمزیار
اصلاً خاطره ها همیشه به چیزی گره می خورند. به آن چیزهایی که دوستش می داری. به زمان، به مکان و آدمها.
عملیات خیبر هم چنین حالی را دارد. 
از آن اعزامش از داخل شهر تا پادگان قوشچی و آموزشهایی که آنجا بود. 
تبریز و اعزام نیروی منطقه 5. 
حتی سوار شدن به قطار از تبریز تا اندیمشک. ماجراهای قطار
لشکر عاشورا ، سخنرانی مهدی باکری
نوای آهنگران« ای لشکر صاحب زمان آماده باش آماده باش...»
گرفتن عکس یادگاری با آقا مهدی
شهادت حمید
سوار شدن به هاورگرافت
رفتن به مجنون 
راستی چرا این جزایر اسمش مجنون بود!
حرکت به سوی خط مقدم
در این سفر من با معلم خودم همسفر شدم. آقای بهمن رجب زاده
و این احساس بزرگی بود!
عملیات ایذایی 
و همه اینها خاطرات گره خورده ای هستند که امروز دوباره باز خوانی می شود. 
وقتی دوباره برگشتیم به موقعیت خودمان در هورالعظیم، چه بارانی آمد و سیلاب وارد چادرهایمان شد. برخی رفتیم به اهواز برخی لای همان گل و لای ماندند. 
عید نوروز آن سال در جبهه بودیم. 
بی خبری خانواده از ما و هزار داستان دیگر
و چقدر از دوستان را در این عملیات جا گذاشتیم، شهید مفقود آزاده...
اعزام )شهید قربانعلی بنی آدم نفر اول از راست


اعزام نیروی تبریز) نفر اول از راست شهید بهمن علیزاده که در این عملیات شهید شد. جایی ندیدم از ایشان یاد شود. پشت سرش هم شهید ذاکری نشسته

اعزام نیروی تبریز) نفر سوم از راست شهید امیر پور عین الله

داخل قطار) شهید سنبلی دفتر به دست/ شاید خاطراتش را می نوشت


ما سه پسر عمو در این عکس و شهید حسین علیزاده نفر دوم از راست ایستاده
شهید یعقوب ریحانی و شهید سنبلی در این عکس و معلم ما بهمن رجب زاده نیز هست

شهید مظفری و شهید بنی آدم در این عکس یادگاری با شینوک که نیروها را به جزیره هلی برن می کرد


شهید مصطفی وطنی در این عکس آن بالا ایستاده تا بیاید و در بدر به شهادت برسد


و عکس یادگاری با فرمانده لشکر مهدی باکری

آب گرفتگی مقر گردان و عربعلی قادری با آن پای قطع شده اش در عملیات مسلم بن عقیل در میان چادرها




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :