بیدمشک
شمیم آشنای دوست
شنبه 28 مهر 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
چقدر معارف!!!
چقدر عرفان!!
چقدر گناه!
هیچ یادم نمی رود روزی کتاب عرفان نظری استاد محمد شجاعی در دستم بود. استاد فاطمی نیا آن را در دستم دید و گفت اینها را نخوان!!!!
گفتم برای چی؟ 
اولش فکر کردم ایشان مخالف این نوع حرفهاست که البته برخلاف مشی ایشان بود گفتند: این حرفها را خواهید دانست ولی چون عمل نخواهید کرد این دانسته هایتان خودش تبدیل به حجاب خواهند شد. 
 امسال هم در منبرشان به نقل از آیت الله بهجت می فرمودند به یقینیات خود عمل کنید. 
البته همان زمان دستورالعمل بسیار مختصری هم به من گفتند: 
1) نمازتان را اول وقت بخوانید
2) دروغ نگوئید
این یعنی همان یقینیات. ما که قطعا می دانیم غیبت حرام است دروغ حرام است و ... باور کنید وقتی معاصی را از خود دور سازیم معارف جای آن خواهد نشست. 
اما کو عامل 
کو عامل
ببخشید خودم را می گویم. 




نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمی نیا، بهجت، عرفان، دستورالعمل،
لینک های مرتبط :
جمعه 13 مهر 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
خیلی از چیزها را تازه در پایان می فهمیم که روزی آن را آغاز کرده بودیم. مثل کار اداری یا معلمی و یا هر چیز دیگر. وقتی می گویند که دیگر سی سال شما یا سی و پنج سال شما به پایان رسید، تازه برای آن کار دلتنگ می شویم. باید آن محیط را ترک کنیم. از فضایی که سالها به آن دلبسته بودیم. 
اما برخی آغازها زود تمام می شود!
مثل کتابهایی که من نوشته ام. یکی یک سال و برخی مثل کتاب «نگاهی به تاریخ آموزش و پرورش ارومیه» 4 سال طول کشید تا نوشته شد، تا به پایان رسید. 
یادمان باشد که ما زندگی را را هم آغاز کرده ایم. 
چه بخواهیم و چه نخواهیم. 
چه تازه متوجه آن شده باشیم و چه متوجه آن نباشیم. 
آغازها را دریابیم تا پایان خوشی برای ما رقم بخورد. 
چند روز پیش آقای پورولی هم بازنشسته شد. 
رفتیم خانه به دیدنش. از آن اتاقی که سالها صمیمیت و دوستی در آن موج می زد ابتدا آقای دیلمقانیان در آخر آذرماه 96 بازنشسته شد. بعد من در پایان اسفند96 و آقای پورولی سنگرش را تا شهریور 97 نگه داشت تا اینکه پایانش را رقم زد. 
امیدوارم آغازها و پایانهای سرشار از شادمانی داشته باشد. 

از راست حسین غفاری، محمدرضا پورولی، ناصر اولاد دیلمقانیان، مرتضی طیبی
مهرماه 1397، منزل آقای پورولی 




نوع مطلب :
برچسب ها : آغاز، پایان، بازنشستگی،
لینک های مرتبط :

در مهرماه 1395 بعد از خواندن کتاب خاطرات آقای بهروش مکاتبه ای با مسئول وقت بنیاد حفظ آثار سپاه داشتم و حتی یک نسخه از آن را در اختیار فرمانده سپاه شهدا وقت آقای خرم گذاشتم که منجر به توقف این خاطرات شد. اخیرا این کتاب پس از بازنشستگی آقای جبرئیل هوشمند برای فروش در اختیار پاتوق کتاب قرار گرفته و آقایان اظهار می کردند که بالاخره این کتاب چاپ شده و باید فروخته شده و پولش برگردد که توجیه صحیحی برای فروش این کتاب نیست. چه اینکه باید بعدها بیشتر از این مبالغ را صرف جبران «دروغ هایی» که به تاریخ دفاع مقدس بسته شده بکنیم. همین را بهانه قرار داده و نامه آن موقع خودم را منتشر می کنم:

بسمه تعالی

جناب آقای هوشمند

سلام علیکم، پس از مرحمت جنابعالی در اهدای چند جلد کتاب، خصوصاً جلد اول و دوم «برای شقایق­ها بخوان»، خاطرات فرزند آذربایجان؛ علی بهروش که به کوشش آقای سیاوش رحیمی تنظیم یافته است، به مطالعه آنها پرداختم.

هر چند در ذیل عنوان اصلی کتاب «برای شقایق­ها بخوان»، تعریضی کم رنگ خود نمایی می­کند که: «کلاغ­ها شقایق را نمی­فهمند، بگذار قارقار کنند»، اما لازم دانستم مطالبی را به استحضار برسانم.

هرچند با ذکر عنوان «خاطرات»، شاید خواسته­ باشیم این کتاب را از «تاریخ شفاهی» جدا نمائیم، اما خاطرات بخش عمده­ای از روایت تاریخ شفاهی است. چه تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی و چه دفاع مقدس. با اضافه نمودن «فرزند آذربایجان» دوباره مؤکداً جایگاه کتاب رفیع­تر شده و خواسته­ایم مقام و منزلت این کتاب را فرا استانی نمائیم. لذا انتظار بر این بود که این محتوا بتواند تمام عناصر روی جلد را دارا باشد اما به دلایلی چند که ذکر خواهد شد، نه تنها نتوانسته این مأموریت را به انجام رساند بلکه بر اساس چند شاخص مهم، محققان و پژوهشگران را به این باور می­رساند که این مطالب صحت ندارند که به چند شاخصه آن پرداخته و از مطالب ریز درمی­گذرم.

در جلد اول تا صفحه 50 که فصل اول (از کودکی) تمام می­شود و به فصل دوم می­رسیم (تهران، پا در راهی تازه) که سال 1352 است و آقای بهروش 15 سال دارد و در کلاس­های کشتی آقای فیلی شرکت کرده و از آنجا به یک هیأت مذهبی وارد می­شود که در آنجا داستان ملاقات ایشان با دو نفر آدم شاخص است که در همین­جا(ص 63-60) بنیان­های داستان فرو می­ریزد.

اولین نفر آقای حبیب­اله عسگراولادی است و دیگری دکتر مصطفی چمران! که هر دو نفر در سال 1352 نمی توانستند آنجا باشند. جای سؤال هم اینجاست که تنظیم کننده خاطرات که برای آقای عسگر اولادی پاورقی هم زده چرا این نکته را متذکر نشده که آقای عسگر اولادی بعد از دستگیری اعضای حزب مؤتلفه اسلامی در سال 1343 پس از ترور منصور،که چند نفر از آنان (امانی، بخارایی، نیک­نژاد، صفار هرندی) به اعدام محکوم شدند، با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم و تا سال 1356 در زندان بودند.[1]

نفر بعدی دکتر مصطفی چمران است که ایشان نیز بر حسب نوشته خود در کتاب «خدا بود و دیگر هیچ نبود»[2]، بخش یادداشت­های ایران به تاریخ 28/11/57 خطاب به مادرش می­نویسد: «... ای مادر بعد از 22 سال به میهن عزیز خود بازمی­گردم...». پس دکتر چمران هم نمی­توانسته در ایران بوده باشد. لذا بقیه خاطرات که بر همین مبنا بنیان نهاده شده­اند(آموزش دیدن و رفتن به لبنان ...) مورد سؤال جدی قرار می­گیرد.

در صفحه 195 کتاب باز از یک نفر دیگر از افراد شاخص در شهریور سال 1355یاد می­کند به نام «سید اسدالله لاجوردی» که می­گوید به جمع هیأت پیوستند که حسب خاطرات این شهید عزیز ایشان از اسفندماه 1353 لغایت 27 مرداد 1356 در زندان بسر می­بردند.

در صفحه 231کتاب از دو نفر افراد شاخص نام برده شده است به نام­های «مهدی باکری» و «احمد کاظمی» که اعلام می­دارد در سفر به اصفهان باهم ملاقات کردیم و مشخص بوده که آقا مهدی، احمد را از قبل می­شناخته است. که در صفحه 146و 147 نیز اشاراتی به احمد کاظمی و «حسین خرازی» داشته است.

بنابر خاطرات مهدی باکری و فیلم و خاطرات احمد کاظمی، آنها همدیگر را در اواخر عملیات «طریق­القدس»(پائیز 1361) شناخته­اند که این موضوع نیز اساس بسیاری از این خاطرات را در هاله­ای از ابهام فرو می­برد.

پس از آن در صفحه 236 کتاب گویا آقای بهروش با آقامهدی به دیدار «حضرت آقا»! رفته­اند و از ایشان در خصوص استفاده از سلاح کسب تکلیف کرده­اند؟! از عبارت حضرت آقا که بگذریم به بیان خاطرات مقام معظم رهبری در کتاب «شرح اسم»، اولاً ملاقات در شهریور ماه 1356 بوده نه سال 1355 و علت سفر اینگونه در این کتاب درج شده است که اگر مسایل مبارزاتی و یا چیز دیگری بود مقام معظم رهبری اشاره می­نمودند:

« مهدی باکری روزهایی از تابستان 1356 ش در مشهد بود و آنچه مسلم است گفت و گوهایی با آقای خامنه­ای داشت. یکی از علل سفر او به مشهد مشارکت در تأسیس یک مؤسسه اقتصادی بود. مهندس باکری که به تازگی از دانشگاه آذرآبادگان (تبریز) فارغ التحصیل شده بود ابتدا تمایل داشت در تراکتورسازی تبریز استخدام شود، اما اقامت در آذربایجان را چندان با فعالیت­های سیاسی­اش هم­خوان نمی­دید، چرا که امکان داشت از طرف نزدیکانش که با مسلک اجتماعی او موافق نبودند به سازمان اطلاعات و امنیت معرفی شود. از این رو در پی تأسیس یک شرکت تأسیساتی و ساختمانی، با مشارکت فارغ التحصیلان مسلمان و معتقد به مبارزه بود. باکری این شرکت را پوششی برای تلاش­های سیاسی خود ارزیابی می­کرد؛ و این که «کار کم قبول کرده و یک کار بیشتر نمی­گیرد و پولش را در بین دانشجویان مؤسس شرکت تقسیم می­کنند تا خرج زندگی­شان دربیاید.»»[3]

در فصل هشتم کتاب(پیک انقلاب) گویا زمان گم شده است اما به واسطه جریانات بعدی آن(در ص 301... بیستم اسفندماه بود..)که گویا همان سال 1355 باشد، در صفحه 262 کتاب به فرد شاخص دیگری بر می­خوریم به نام «آیت­اله مدنی» که این راوی به همراه دوستش در تبریز به منزل ایشان ! اعلامیه برده­اند. حسب روزشمار زندگی شهید مدنی، ایشان آن زمان در تبریز اقامت نداشتند.

شهید آیت­اله مدنی از سال 1351 لغایت 1354 در همدان بودند. از 1354 در نورآباد ممسنی در تبعید بودند. 1356 به گنبد کاووس و 1357 به بندر کنگان و تابستان 1357 نیز در مهاباد در تبعید بودند که پس از آن به همدان رفته و طی حکمی از سوی امام خمینی(ره) در 21 مهرماه 1358 به امامت جمعه آن شهر نیز منصوب می­شود. حتی از آنجا به عنوان نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی هم انتخاب می­شوند. آیت­اله مدنی با حکم دیگر امام در آبان ماه همان سال پس از شهادت آیت­اله قاضی طباطبایی به امامت جمعه تبریز منصوب شده و به آن شهر رفتند.

ماجراهای 17 شهریور و تاریخ­هایی که عنوان شده به روایت اسناد موجود صحیح نمی­باشد. (از ص 456 به بعد)

با توجه به خاطرات محسن رفیق دوست (که توسط انتشارات سوره هم چاپ شده است)و ماجرای ماشین بلیزری که حضرت امام سوار آن شدند و بارها از تلویزیون نیز پخش شده مطالب ص 480 به بعد صحیح نمی­باشد.

در صفحه 495 کتاب راوی اشاره­ای به آمدن «رضا رویگری» به صدا و سیما و گفتگوی خود با ایشان، صحبت به میان می­آورد که این موضوع نیز بر اساس نقل خود آقای رویگری صحیح نبوده، چه اینکه وقتی این سرود از تلویزیون پخش می­شود ایشان غافلگیر می­شوند و گویا آقای خشنود، سازنده این سرود آن را به پخش برده بوده است.

در صفحات 129 و 417 راوی تأکید دارد که در هنگام بازگشت از لبنان کوله­اش افتاده و دفترچه­های آموزشی و عکس­ها از بین رفته است اما به ناگاه در ص 510تا 513 با عکس­هایی(انفرادی) از ایشان در لبنان برمی­خوریم.

به خاطرات دیگر افراد شاخصی که در کتاب آورده شده مانند شهیدان کلاهدوز، آبشناسان، خرازی، محلاتی، بهشتی، مفتح و ... دسترسی نداشتم تا با مطالب این کتاب مقابله نمایم که همین مقدار نیز اساس کتاب را زیر سؤال برده است.

جناب آقای هوشمند، بنیاد حفظ آثار سپاه نه تنها باید کتاب­های منتشره در حوزه ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را رصد کند تا آنها را از هرگونه خطا و اشتباه بزداید، بلکه در کتاب­های منتشره خود نیز که به مثابه مرجع استنادی عمل می­کند، مراقبت لازم را باید داشته باشد. به عقیده اینجانب توزیع این کتاب لطمات جبران ناپذیری را به راوی، بنیاد حفظ آثار سپاه و در نهایت آذربایجان غربی وارد خواهد ساخت. لذا لازم است تمهیدات لازم صورت پذیرد. برادر شما حسین غفاری، جمعه 23 مهرماه 1395



[1] - محمد کیمیافر، خاطرات حبیب‌الله عسگر‌اولادی، (تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ‏۱۳۸۹)

[2] - م‍ص‍طف‍ی‌ چ‍م‍ران، ‌خ‍دا ب‍ود و دی‍گ‍ر ه‍ی‍چ‌ ن‍ب‍ود‏، ب‍ه‌ک‍وش‍ش‌ م‍ه‍دی‌ چ‍م‍ران‌، (ت‍ه‍ران‌: وزارت‌ ف‍ره‍ن‍گ‌ و ارش‍اد اس‍لام‍ی‌، س‍ازم‍ان‌ چ‍اپ‌ و ان‍ت‍ش‍ارات‌: س‍ت‍اد ش‍ه‍ی‍د چ‍م‍ران‌‏، ۱۳۸۰)

[3] - اسناد ساواک، از 3 هـ 2 به 323 شمـ 17080/3هـ2، مورخ 5/6/36 [56] ، به نقل از کتاب شرح اسم، ص 564





نوع مطلب :
برچسب ها : نقد کتاب، دفاع مقدس، علی بهروش، دکتر چمران، عسگراولادی، لاجوردی، رفیق دوست،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 مهر 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
گروه فرهنگی ــ نویسنده و پژوهشگر ادبیات دفاع مقدس بر لزوم نقد کتاب‌های حوزه دفاع مقدس تأکید کرد و گفت: یکی از بزرگترین اشکالات کار‌های دفاع مقدس عدم نقد آثار بوده و اگر کتاب‌ها در انتشار نخست مورد نقد قرار بگیرند، بدون شک در کتاب دوم آن اشکالات برطرف شده و بهتر خواهد شد.

لزوم وجود نقد در حوزه ادبیات دفاع مقدس

به گزارش ایکنا از آذربایجان غربی، حسین غفاری، رزمنده دفاع مقدس، نویسنده و پژوهشگر ادبیات دفاع مقدس عصر دیروز، دوم مهرماه در بیست و سومین نشست دورهمی ادبیات ارومیه در حوزه تخصصی دفاع مقدس با بیان اینکه اکنون در بحث دایرةالمعارف دفاع مقدس کار می‌شود، بیان کرد: در این مورد، بخشی را به مداخل فرهنگی اختصاص داده‌ایم که ۲۸۵ اثر در مداخل فرهنگی احصا شده ‌است.
وی ادامه داد: از تعداد ۲۸۵ اثر، تعداد ۴ تئاتر اجرا شده، ۱۶ فیلم مستند، ۲۰ کتاب شعر عموماً در بخش کتاب‌های کودک، ۴ کتاب روزشمار، ۲۹ کتاب داستان یا روایت داستانی از یک موضوع و ۲۱۲ کتاب که بخش اعظم این مداخل را به خود اختصاص داده، عموما در مورد زندگی‌پژوهی یا خاطرات است. 
این رزمنده دفاع مقدس بااشاره به اینکه در ارومیه ناشر به آن صورت واقعی وجود ندارد، خاطرنشان کرد: ناشر در واقع باید مجموعه‌ای از ویراستار را داشته باشد تا کتاب را به صورت کامل مورد بررسی قرار داده و سپس در جهت هزینه و چاپ آن اقدام کند، ولی متأسفانه صرفاً کتاب‌ها را همچون چاپخانه‌ها به چاپ می‌رسانند. 
این نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس با بیان اینکه متأسفانه کتاب‌ها پس از چاپ صرفاً در قفسه ناشران به عنوان گزارش کار نگه‌داری می‌شود، تصریح کرد: متأسفانه کتاب‌های دفاع مقدس مورد حمایت چندانی قرار نمی‌گیرد تا به راحتی در کتابخانه‌های استان وجود داشته و علاقه‌مندان بتوانند در صورت نیاز آن‌ها را تهیه کنند که در این مورد باید به صورت اساسی کار شود. 
وی در ادامه بر لزوم نقد کتاب‌های حوزه دفاع مقدس تأکید کرد و افزود: یکی از بزرگترین اشکالات کار‌های دفاع مقدس عدم نقد آثار بوده و اگر کتاب‌ها در انتشار نخست مورد نقد قرار بگیرند، بدون شک در کتاب دوم آن اشکالات برطرف شده و بهتر خواهد شد. 
انتهای پیام

لینک خبر در ایکنا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 6 مهر 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

روز چهارشنبه توفیقی دست داد و به همراه دوستان عزیزی از ارومیه (صمد عباسی، محمدباقر برزگر و یاور باقری) برای دیدار مقام معظم رهبری رفتیم. چند سالی است که حوزه هنری انقلاب اسلامی مراسم شب خاطره ای در حضور مقام معظم رهبری برگزار می کند که پارسال در شب سوم خرداد بود و امسال در چهارم مهرماه همزمان با هفته دفاع مقدس. بعد از خاطره گویی هایی که شد، آقا هم صحبت های کوتاهی داشتند. لابلای این حرفها مطالبی از جنس عرفان، از جنس جبهه بود که مرا بسیار مشعوف ساخت و آن این قسمت بود که این پست را برای همین گذاشتم:

  عزیزان من، برادران خوب، خواهران خوب! بدانید، امروز هم پیام شهیدان اگر به گوش ما برسد، از ما خوف را و حزن را برطرف خواهد کرد. آنهایی که دچار خوفند، آنهایی که دچار حزنند، این پیام را نمی گیرند، نمی‌شنوند، وَالّا اگر صدای شهیدان را بشنویم، خوف و حزن ما هم محو خواهد شد به برکت صدای شهیدان؛ این حزن و خوفِ ما را از بین خواهد برد و بهجت و شجاعت و اِقدام را برای ما به ارمغان خواهد آورد.

(بیانات مقام معظم رهبری در 97/7/4)





نوع مطلب :
برچسب ها : صدای شهیدان، عرفان، خامنه ای،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 مهر 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
هفته دفاع مقدس گرامی باد

سال 65 مكان :دزفول پادگان شهید باكری  

ایستاده از راست : مجید فشاری ، شهید سعید خیر آبادی ، ؟، یعقوب باغبان ، ؟ شهید اكبر كاملی ، حسین غفاری ، شهید باقر نیكزاد

نشسته از راست : شهید رضوانی ، محرم مصطفوی ، شهیدان درستكار، رسول تعاون ، كریم حسن پور
..............................................................................

صحبتی با دوست بسیار عزیزم مهدی علوی در یک جمع خصوصی داشتیم و آن این بود که چرا بچه ها در زمان جنگ عموماً موفق عمل می کردند؟ آقا مهدی یک جمع بندی خوبی داشتند که تبرکاً به مناسبت هفته دفاع مقدس اینجا قید می شود:

1. مرگ اندیشی: این امر به علت حضور در صف اول جهاد  و شهادت و احتمال زیاد برای شهادت نوعی وارستگی در انسان ایجاد می کرد.

2. اخلاص: نفس حضور رزمندگان برای جهاد ناشی از اخلاص آنان بود و این امر با تداوم حضور، تقویت نیز می شد.

3. سلوک: چون الگوهای موفقی در جبهه حضور داشتند مثل فرماندهان جنگ شهید باکری، شهید همت و ... و این الگوها دست یافتنی و در پیش چشمان رزرمندگان بود لذا رزمندگان دائم در حال سلوک و ارتقاء حالات روحی خود بودند.

4. جوانی: آنگونه که آمارها هم گواه است افرادی که در جبهه ها حضور داشتند عموماً در میانگین سنی بین 18 تا 26 سال بودند و این نیروی جوانی مزید بر علت می شد تا آنها بهترین عملکرد را داشته باشند.

5. حضور در طبیعت: همینقدر که جوانان زندگی شهری را رها و در کوه و دشت و صحرا حضور پیدا می کردند خودش عامل تربیتی بسیار قوی بود برای تربیت انسانهایی وارسته.

6. امام خمینی: حضور و وجود حضرت امام خمینی به عنوان یک الگوی انسان کامل و عامل به اسلام ناب محمدی رزمندگان را در هدف گذاری برای رسیدن به کمالات انسانی رهنمون بود.   

 

از راست: مهدی علوی، محرم مصطفوی، یحیی سعادت






نوع مطلب :
برچسب ها : دفاع مقدس، سلوک، اخلاص، مرگ اندیشی، جبهه، امام خمینی،
لینک های مرتبط :


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو