تبلیغات
بیدمشک - مطالب عمومی
 
بیدمشک
شمیم آشنای دوست
پنجشنبه 7 شهریور 1387 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

هو

با سلام حضور تمام عزیزانی که به این وبلاگ سر می زنند و با بروز نشدن روبرو می شوند . از همه دوستان عذر خواهی می کنم .

این روز ها روی شاخص های فرهنگی کار می کنم . شاخص ها باید هر ساله رصد شوند تا معلوم شود کدام شاخصه ها از کار افتاده و باید عوض شوند و کدام شاخص ها به میدان آمده و کدامیک را باید تقویت کرد. مثل سینما که دارد رنگ می بازد و نمی توان وجود سینما ها یا میزان افرادی که از آن استفاده می کنند را به حساب آورد . سینماها الان حقوق کارمندان خود را هم در نمی آورند. تلاش فیلمسازان در ساخت فیلم فارسی هم به نتیجه نرسیده .

هالیوود و بالیوود دارد مذاق مردم را تغییر می دهد. ویدئو و ماهواره هم همینطور .

برای نشر کتاب و کتابخوانی هم باید فکری کرد . راهکارهای جدید باید تعریف و روی آن کار شود. خلاصه شاخص ها جهانی چیزی است و شاخص های منطقه ای و بومی هم چیز دیگر . اگر مطلبی داشته باشید استفاده خواهم کرد.

 





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 خرداد 1387 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

بسم الله الرحمن الرحیم

به تصویرهایی که ساخته ایم عادت کرده ایم . ما در حال آفرینش دغدغه ها هستیم. مشغله هایی برای ذهن که هیچ بکار نمی آیند و بعد آن ها را با درس هایی که نمی باید می آموختیم به تحلیل می نشینیم و تسلسلی برای زنده بودمان درست  می کنیم. تابلو های تبلیغات تا بالای سرمان رسیده . همه چیزمان در مناقصه دنیاست . ولی ما در مزایده برنده می شویم . روحمان را به قیمت دنیا می فروشیم . هیچگاه به اول بازی راهمان نمی دهند . با سرعت به خط پایان می رویم . دستمان از آسمان کوتاه است . تا ماه بیشتر نرفته ایم . شتاب بزرگترین اختراع قرن شده است. برای همه چیز شتابانیم. شتابزده  می خوریم ، شتابزده می خوانیم و شتابزده تصمیم می گیریم . قیافه حروف را از یاد برده ایم. سؤال کمتر می کنیم . چراها را به چرا برده ایم. ج ، چ ، ح، خ به زینت نقطه ها تغییر یافته اند . مَحرم و مجرم هم همینطور .حروف بار معانی را با شکلشان به دوش می کشند .در دنیا روی اعداد به توافق رسیده شده است.علم به پیشرفت مادی ما کمک شایانی کرده است . اما هنوز دغدغه ها میراث جاویدانی است که با ما در سفر اعصارند. گویی باید چیز دیگری را بیابیم که شاید اصلاً از جنس علم نباشد.گلها کاشفان رنگ های خاکند . آن ها را عرضه می دارند و تنفس معطر زمین را می افشانند. یکبار که به تمنای حضور نشسته بودم و صدای بیرون را به فراموشی سپردم صدای قلبم را شنیدم که بی منت در تپش بود. صدای سکوت ! آواز دلنشینی است. دیدنی ها ،دیدن را مشکل کرده است و چه خوب گفته بود آن دیوانه حکیم که درختان مرا از دیدن جنگل باز     می دارد! بارها سر حواس کلاه رفته .ما بازخوانی طبیعت را به حساب کشف خود می گذاریم. اختراعات رونویسی ناقصی از دنیای اطراف ماست . چه بسیار دانشی که می شد فرا گرفت ولی کتاب های درسی مانع آن شدند و چه بسیار کلاس های درسی که زندان جدایی از فضای اطراف است . صفر و یک ها  قاعده اعداد را شکستند و این سنت شکنی منجر به تولد رایانه شد. اگر رنگها به صدا درآیند ! چه پدید خواهد آمد. سیاهه کلمات را به نظاره نشسته ام . بادی که در بیرون می وزد را درون کلمات نمی بینم. نمی توانم در میان بیشه زار حروف زمان نوشتنم را محصور کنم. در ناتوانی مطلق ردپایی می گذارم تا کسی که به زبان زمینیان آشنایی دارد مرا از این ندانستن رها سازد. نسبیت در تمام شؤون زندگی رسوخ دارد، بی آنکه من نقش انیشتین را بازی کنم. در میان عقربه های ساعت های دو دیوار روبرو نشسته ام یکی رو به روبروی من می رود و دیگری به سمت من می آید . اما در هر دو زمان می گذرد. زمان ساعت ها را درنوردیده . بیش از دوازده ساعت زمان را نمی توانند نگه دارند و به دور تسلسل افتاده اند  و برخی بعد از 24 ساعت به دور تسلسل می افتند. چشم هایم را می بندم و ذهنم همه  دیده هایم را به حرکت در می آورد . گویی همه چیز سیال است. چشم هایم بسته است. در اولین احساس گویی تاریکی است. اما تصاویر خیال را می بینم. این تکنولوژی دیدن در تاریکی کی اختراع می شود. خیال در عین بی رنگی ،تصویری رنگی است . اگر دیدن ،مصنوع بودن این همه دیدن را در کجا باید جمع می کردیم !. آیا دیدن هم صورتی از انرژی است که از حالتی به حالت دیگر درمی آید؟. همانگونه که انرژی مکانیکی به گرمایی تبدیل می شود، انرژی دیدن هم به خیال مبدل می گردد؟ شعورم ، کم کم   بی شعور می شود! بهتر است  به عالم خواب سری بزنم تا کمی انرژی بیابم.

حسین غفاری

23/3/87





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 13 اردیبهشت 1387 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

گمنام جبهه مظلوم شهر

وقتی قرار شد شهدای گمنام از محدوده باغ های رضوان و بهشت شهدا و قطعه شهدا و... به داخل شهرها و ارتفاعات مشرف به شهر بیایند تا مردم شهدا را در زندگی روزمره خود فراموش نکنند ، شهرها و دانشگاه ها ، مشتریان این جوانان غیوری که نام و نشان خود را هم در بازار عشق به معبود خویش فروختند و گمنامی خریدند ، شدند.

بسیاری از شهرها این شهدا را در بهترین نقاط شهر به خاک سپردند و مقبره ای برای آنان ساختند تا دارالشفای احرار و روزنه امید درماندگان راه  باشد .

ارومیه که بسیاری از جوانان خود را در جبهه های نبرد از غرب تا جنوب به اسلام تقدیم کرده بود ، از غافله عقب نمانده و 8 شهید گمنام را در بلندای شهر به خاک سپرد و متاسفانه باید گفت که گویی آن شهیدان گمنام را آورده بودند تا در اینجا مظلومانه به فراموشی بسپارند .

هنوز بعد از گذشت هشت سال از دفن این هشت شهید ، بنای کذایی که قرار بود یادمان آن ها و سایه بان شب های خاموش آن ها باشد ، آباد نشده و چون خرابه شام می ماند . اگر کسی قصه دفن آن ها را نشنیده باشد باور نمی کند که هشت شهید در آن جا آرمیده باشد . دوباره بی نام و نشان ، مظلومانه اسیر کشمکش های اعتبارات و تغییر مسؤولان شده اند.

شاید اگر گوش شنوایی در مسؤولان  ارگان های ذیربط بود، می شنیدند که آن ها صدا می زنند و می گویند ، خاک جبهه و مقتل ما بهتر از این بیغوله و فراموشخانه شماست . در چهار قدمی این شهدا چه بزم های شبانه ای که برپا نمی شودو دریغ از چراغی که بر سر مزار آنان فاتحه خوان شبهای فراموشی شهدای گمنام باشد.

آیا کسی صدای مرا می شنود؟

بهتر است با دوستان تابلویی در ورودی مزار شهدا نصب کنیم با این عبارت :

« به غریبستان گمنامان جبهه و مظلومان شهر خوش آمدید»





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 7 فروردین 1387 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

هو

سلام بر همه عزیزانی که ما را شرمنده کرده بودند

بهار جان و بهار طبیعت را به همه تبریک عرض می کنم

گفت پیغمبر به اصحاب کبار

تن مپوشانید از باد بهار

کانچه با برگ درختان می کند

با تن و جان شما آن می کند





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 29 بهمن 1386 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

 

ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آبهای اطراف ژاپن سال هاست که ماهی تازه ندارد. بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری ، بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند.

ماهی گیران هر چه مسافت طولانی تری را طی میکردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید .

اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها، دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند.

برای حل این مسئله ، شرکتهای ماهی گیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند.

آنها ماهی ها را میگرفتند آنها را روی در یا منجمد میکردند.

فریزرها این امکان را برای قایقها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند.

اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند. بنابر این شرکتهای ماهیگیری مخزنهایی را در قایقها کار گذاشتند و ماهی را در مخازن آب نگهداری میکردند.

ماهی ها پس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق ، اما زنده بودند.

متاسفانه ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند.

زیرا ماهیها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند.

باز ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. پس شرکتهای ماهیگیری بگونه ای باید این مسئله را حل میکردند.

آنها چطور می توانستند ماهی تازه بکیرند؟

اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید ، چه پیشنهادی می دادید؟

پول زیاد

به محض اینکه شما به اهدافتان می رسید مثلا (( یافتن یک همراه فوق العاده خوب ، تاسیس یک شرکت موفق ، پرداخت بدهی هایتان یا هر چیز دیگر ))

ممکن است شور و احساساتتان را از دست بدهید و دیگر به سخت کار کردن تمایل نداشته باشید ، لذا سست می شوید.

شما همین موضوع را در مورد برندگان بخت آزمائی که پولشان را به راحتی از دست می دهند، کسانی که ثروت زیادی برایشان به ارث می رسد و هرگز موفق نمی شوند وملاکین و اجاره داران خسته ای که تسلیم مواد مخدر شده اند، شنیده و تجربه کرده اید.

این مسئله را رون هوبارد در اوایل سالهای ۱۹۵۰دریافت:

" بشر تنها در مواجهه با محیط چالش انگیز به صورت غریبی پیشرفت می کند "

منافع و مزیتهای رقابت

·                                  شما هر چه با هوش تر ، مصرتر و با کفایت تر باشید از حل یک مسئله بیشتر لذت می برید .

·                                  اگر به اندازه کافی مبارزه کنید و اگر به طور پیوسته در چالشها پیروز شوید ، خوشبخت و خوشحال خواهید بود.

چطور ژاپنی ها ماهیها را تازه نگه میدارند؟

برای نگه داشتن ماهی تازه شرکتهای ماهیگیری ژاپن هنوز هم از مخازن نگهداری ماهی در قایقها استفاده می کنند اما حالا آنها یک کوسه کوچک به داخل هر مخزن می اندازند.

کوسه جندتائی ماهی میخورد اما بیشتر ماهیها با وضعیتی بسیار سرزنده به مقصد میرسند. زیرا ماهیها تلاش کردند.

توصیه :

به جای دوری جستن از مشکلات به میان آنها شیرجه بزنید .

·                                 از بازی لذت ببرید.

·                                 اگر مشکلات و تلاشهایتان بیش از حد بزرگ و بیشمار هستند تسلیم نشوید ، ضعف شما را خسته می کند به جای آن مشکل را تشخیص دهید .

·                                 عزم بیشتر و دانش بیشتر داشته و کمک بیشتری دریافت کنید .

  " اگر به اهدافتان دست یافتید ، اهداف بزرگتری را برای خود تعیین کنید "

·                                  زمانی که نیازهای خود و خانواده تان را برطرف کردید برای حل اهداف گروه ، جامعه و حتی نوع بشر اقدام کنید .

·                                   پس از کسب موفقیت آرام نگیرید ، شما مهارتهایی را دارید که می توانید با آن تغییرات و تفاوتهایی را در دنیا ایجاد کنید .

" در مخزن زندگیتان کوسه ای  بیندازید و ببینید که واقعاْ چقدر می توانید دورتر بروید "

 





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 18 بهمن 1386 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

این عکسی است که فضاپیمای وویجر از زمین گرفته است. عکسی که زمین را در فضای بیکران نشان می دهد. کارل ساگان فضانورد آمریکایی کتابی با همین عنوان نوشته است. در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

 
 
دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست. خانه اینجاست. ما اینجاییم. تمام کسانی که دوستشان دارید٬ تمام کسانی که می شناسید٬ تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید٬ تمام کسانی که وجود داشته اند٬ زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند. برآیند تمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است. هزاران مذهب٬ ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بوده اند٬ تمامی شکارچیان و صیادان٬ تمامی قهرمانان و بزدلان٬ تمامی آفرینندگان و ویران کنندگان تمدن٬ تمامی پادشاهان و رعایا٬ تمامی زوج های جوان عاشق٬ تمامی پدران و مادران٬ کودکان امیدوار٬ مخترعان و مکتشفان٬ تمامی معلمان اخلاق٬ تمامی سیاستمداران فاسد٬ تمامی «ابرستاره ها»٬ تمامی رهبران کبیر٬ تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخِ گونه ما٬ آنجا زیسته اند٬ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است. زمین ذره ای خرد در مقابل عظمت جهان است. به رودهای خون که توسط امپراطوران و ژنرال ها بر زمین جاری شده٬ البته با عظمت و فاتحانه٬ بیاندیشید. این خونریزان٬ اربابان لحظاتی از قسمت کوچکی از این نقطه بوده اند. به بی رحمی های بی پایانی که ساکنان گوشه ای از این نقطه٬ توسط ساکنان گوشه دیگر (که از این فاصله نمیتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شده اند بیاندیشید٬ چقدر اینان به کشتن یکریگر مشتاقند٬ چقدر با حرارت از یکدیگر متنفرند. تمامی شکوه و جلال ما٬ تمامی حس خود مهم بینی بی پایان ما٬ توهم اینکه ما دارای موقعیتی ممتاز در پهنه گیتی هستیم٬ به واسطه این عکس به چالش کشیده می شود. سیاره ما لکه ای گم شده در تاریکی کهکشانهاست. در این تیرگی و عظمت بی پایان٬ هیچ نشانه ای از اینکه کمکی از جایی میرسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد٬ دیده نمی شود
زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست٬ حداقل در آینده نزدیک که گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت کند. مشاهدات٬ بله٬ استقرار٬ هنوز نه. خوشتان بیاید یا نه٬ زمین تنها جایی است که می توانیم روی پای مان بایستیم. گفته شده که فضانوردی تجربه ای است شخصیت ساز که فرد را فروتن می سازد. شاید هیچ تصویری بهتر از این٬ غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد. برای من٬ این تصویر تاکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانه تر ما با یکدیگر٬ و سعی در گرامی داشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرنگ٬ تنها خانه ای که تاکنون شناخته ایم

 





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 9 بهمن 1386 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون

جن و انس را جز براى پرستش خود نیافریده‏ام‏(ذاریات 56)

آنگاه که هستی جامه خلقت پوشید و خداوند موجودی را بیافرید به نام انسان که در عالم علوی همه بر او سجده آوردند جز شیطان «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرین

و به فرشتگان گفتیم: آدم را سجده كنید. همه سجده كردند جز ابلیس، كه سرباز زد و برترى جست. و او از كافران بود. (بقره 34)

بحث سر این موضوع بود که این انسان یک موجود خونریز است حال به سبب سابقه وجود موجودی حیوانی به نام انسان بر زمین و یا علم افاضه شده به آنان وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون

و چون پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمین خلیفه‏اى مى آفرینم، گفتند: آیا كسى را مى‏آفرینى كه در آنجا فساد كند و خونها بریزد، و حال آنكه ما به ستایش تو تسبیح مى‏گوییم و تو را تقدیس مى كنیم؟ گفت: من آن دانم كه شما نمى‏دانید. (بقره 30)

 گویا ملائک در سجده به انسان ضرر نکردند به جز شیطان که استکبار ورزید . چرا اینکه انسان به سبب ودیعت جامه خلیفه الهی از ملایک سر شد و به نزدیکترین مقام رسید: فَكانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى

 تا به قدر دو كمان، یا نزدیك‏تر(نجم 9)

اما انسان در مسیر رشد و تعالی به انبیا الهی محتاج بوده تا آنها را به مسیر کمالی خود برسانند . لذا در هر برهه از زمان برای هدایت آنان ، پیامبرانی را مبعوث فرموده .

امیر المؤمنین (ع) در هدف بعثت می فرماید لیثیروا لهم دفائن العقول یعنى آنان برانگیخته میشوند تا گنجهاى نهفته خردها را برانگیزانند و بشورانند و در نتیجه گوهرهاى علوم و معارف در دسترس بشر قرار گیرد و از همین نظر است كه انیشتن میگوید «حقایق و تحقیقات دینى شاه فنر تجسسات علمى بوده و هست».(تفسیر نوین 255)

و آخرین دانشگاه و آخرین پیامبری که مکنونات علوم را بیان و پای انسانها را در رکاب آسمان قرار داده و در مکتبش انسان کامل خود را به عنوان علی علیه السلام معرفی نموده ، همانا اسلام و حضرت رسول اکرم محمد مصطفی (ص) بوده است .

اما سبوعیت و حیوانیت موجود انسانی که شیطان نیز در شعله ور ساختن شهوات انسانی دخیل بود که: قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعین‏

گفت: اى پروردگار من، چون مرا نومید كردى، در روى زمین بدیها را در نظرشان بیارایم و همگان را گمراه كنم‏(حجر 39) همیشه این مسیر را کمی برای انسان کمرنگ نموده و ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین چه بسیار زحمات که در این را کشیدند تا این مسیر را برای انسان باز نگه دارند. آنگونه که واقع کربلا نیز در این مسیر اتفاق افتاده و حسین بن علی علیه السلام آن جگر گوشه حضرت پیامبر را به مسلخ عشق کشانده تا معبر آسمان همچنان گشوده ماند تا انسانها به سیر کمالی خود ادامه دهند.

این انقلاب ها تا زمان وجود نازنین حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه ادامه داشته تا اینکه امام دوازدهم، قائم آل محمد(ص) به امر الهی به غیبت درآمدند تا شرایط ظهور برای ایشان فراهم و انسانها در تاریخ کره خاکی طعم شیرین زندگی اسلامی را بچشند . در طول ایام غیبت امام علمای اعلام و فقها و اولیای الهی وظیفه هدایت و رهنمون ساختن انسان ها را به عهده گرفتند . که این افراد نیز از شر مکاید شیطانی و سردمداران جبار در امان نبوده و چه شهدایی که تقدیم ساحت قدسی راه نبی اکرم ننموده اند .

انقلاب اسلامی ایران نیز به رهبری حضرت امام خمینی آن نادره عصر و تربیت یافته مکتب اسلام و با عنایات ویژه حضرت ولی عصر (عج) چون سدی در مقابل طاغوت زمان ایستاد و بانگ هل من ناصر حسینی را در نهضت خمینی برآورد تا رهروان صادقی به جمع یاران آن امام درآمدند و برای زمینه سازی ظهور آن مهدی موعود ، قیام نمودند .

یکی از فرضیه های علمى قابل طرح در مورد انقلاب اسلامى ایران، این است كه عوامل مختلف اقتصادى، سیاسى، فرهنگى، مذهبى در شروع و پیروزى انقلاب نقش داشته است . یكى از گزاره‏هاى اصلى و مورد قبول عده‏اى از نظریه پردازان انقلاب، عامل مذهب است كه در بطن آن، «انتظار» ، به وضوح دیده مى‏شود.

نقش و تاثیر اساسى »انتظار» در شكل‏گیرى مبانى فكرى و ایدئولوژیكى انقلاب، غیر قابل انكار و تردید است.

با توجه به مؤلفه‏هاى ظلم ستیزى انتظار، عدم مشروعیت‏حاكمان سیاسى، نصب عام فقیهان براى نیابت از امام عصر (عج)، امید به اصلاح و تعالى جامعه و نابودى مظاهر ظلم و فساد، غصب حق حاكمیت ائمه علیهم السلام، محرومیت جامعه از فیض حضور امام، زمینه سازى براى تعجیل فرج و... مى‏توان گفت كه مساله «انتظار» به طور مستقیم یا غیر مستقیم  محور فكرى و رهبرى انقلاب اسلامى بوده و نقش عمده‏اى در شروع و پیروزى آن داشته است. (انتظار و انقلاب / رحیم كارگر)

شهید سید محمد باقر صدر مى‏نویسد: «مهدویت، تبلور یك الهام فطرى است كه مردم، از دریچه آن ... روز موعود را مى‏بینند. مهدى (عج) تنها یك اندیشه نیست كه ما، در انتظار ولادت او باشیم و یك پیشگویى نیست كه به امید مصداق آن نشسته باشیم; بلكه مهدى یك واقعیت‏ خارجى و آماده باش است كه ما منتظر عملیات او هستیم.تفكر «نفى هر نوع ظلم و ستم‏» ، اینك در شخص پیشواى منتظر - كه به زودى ظهور خواهد كرد - تجسم یافته است، شخصیتى كه به همه قدرت‏ها، «نه‏» مى‏گوید و تعهدى نسبت ‏به هیچ حاكم ستمگرى ندارد» .( نشریه موعود، ش 18، ص 36).

و اما در خاتمه باید دانست که انتظار، كربلایى دیگر است به وسعت همه جهان و مصاف حق و باطل است در زمانى دیگر؛ با این تفاوت كه این بار، حق پیروز است و چهره باطل، براى همیشه دفن مى‏شود. انتظار همان كربلا است در وسعت همه زمین و در مقطع دیگرى از تاریخ. در این مقطع، فكرهاى رشید از هر فرقه و ملتى، گلبانگ «دعوت مهدوى» را - كه با ساخت و فطرت انسان‏ها همگون است - لبیك مى‏گویند.
انتظار، ثمره كربلا است. بدون كربلا انتظار بى‏معنا است. یاران مهدى، همه كربلایى‏اند و در فراز و فرود تاریخ، غربال شده و آبدیده‏اند. مگر مى‏توان بى عاشورا، انتظارى دیگر داشت؟ انتظار بى عاشورا، انتظار بى‏پشتوانه است. (عاشورا و انتظار(پیوندها، تحلیل‏ها و رهیافت‏ها) / مسعود پورسیدآقایى)

 

حسین غفاری





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 19 دی 1386 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

 

بهانه ای بود تا با همسرم از دورافتادنم از خدا درد دلی کنم شاید شما را هم این چند خط خوش آید و بهانه ای برای بروز کردن.

بسم الله الرحمن الرحیم

الموت صعب و مفارقه الاحبا اصعب

حدیث فراق ، قصه دلدادگی را سرودن دوباره است . تا یار در خانه است و آدمی در خانه ، فرقت معنا ندارد . آنگاه که انسان از خدای منان دور می افتد ، در کدام خانه بنشیند، که بی یار،در خانه یار ، از اعجب غرایب است.

در این چند روز غربتی که  در دوری تو عزیز حاصل شد، قصه های زیادی در گوش دلم زمزمه شد، که صاحبخانه دلم را سراغ می گرفت. سر به سجده خاک پناه بردم که این روح عزیز که از من به دور افتاده ، جسم بی جان در گورستان غریب به چه کار آمده .

تا چند روز بوی معطرت ، شمیم روح افزای بود . چون به سومین و چهارمین شب رسید ، در حسرت اکسیژن متلاطم بودم و دیشب خواب نیز از من گریزان شد ، تا رویای حضورت نیز از من دریغ گردد.این ها همه کفاره گناهان من است که در خانه بی یار بودم و اینک در بُعد مسافت یارم را هزار بار آرزو کردم.

ای تو برایم معنای رسیدن و وصال ، بی تو در دو روزه دنیا تاب دوری نداشتم و جلوه جمالت که بر تارک مخیله ام می نشست ، به وجد ، دست بر دامن ذهن می شد تا دوباره تو را برایم بازسازی کند.

چه مشک عنبرین از بهشت برینی که مرا در هوای تو بودن معطر می سازد. بی تو بوی تعفن دارم و این ها همه نمونه کوچکی از بی یار بودن در خانه یار است. چگونه چند ساله عمرم بی حضرت «هو»گذشته و من بی خبر، دست کوتاه و خرما بر نخیل مانده ام، و شیرینی وصالش را نچشیده ام. ای تو موجود جنت المأوی ، مگر تو برایم جرعه ای بنوشانی تا مستانه به تمنای وصال آن یگانه دست افشان و پای کوبان به سماع درآیم .

فدای تو باد این وجود بی صاحب، شاید صاحب خانه را این هدیه پسند آید و ما را به شعاع نوری مهمان سازد.

تو در وجود خود، دو آدم پروریدی و در زمین آنها را پذیرا گشتی ، مرا نیز در حریم خودت تربیت کن ، تا ما نیز مُحرم شویم  و از منای زمین تا آسمان پر داریم. وجود تو مرا یاد خدا می اندازد و این یعنی تو فرشته نگهبان من هستی . آهنگ صدایت دلنواز است و آفتاب وجودت گرما بخش خانه.

سرم را زیر پایت می نشانم               که تا بر آسمانت در رسانم

چنان اندر فراقت ناله کردم              که سیل افتاده اندر خانمانم

نشانت را به خوابم بردم اما              ربود از من شبانه خواب جانم

فدایت این تنم، زیرا تو جانی           بیا حوری من براین جنانم.

پرواز 454، بندرعباس- تهران

14/10/86

حسین غفاری





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :