بیدمشک
شمیم آشنای دوست
شنبه 8 تیر 1398 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

ضمن تسلیت سالروز شهادت رئیس مذهب، صادق آل محمد، امام جعفر صادق علیه السلام دلم نیامد به مطلبی که امروز با آن مواجه شدم را ننویسم. 
در طول سالهای جنگ نوجوانان زیادی شهید شدند که برخی از آنها به شهرت رسیدند. مثل شهید فهمیده و شهید محمد بالازاده با آن تصویری از گریه و نامه مقام معظم رهبری و ...
من همیشه به این موضوع عرضه و تقاضا خیلی معتقد بوده و هستم. تأسف من از این است که خیلی از شهدای استان خودمان که در تقابل با ضدانقلاب شهید شدند به مظلومیت استان ما هستند. 
هیچگاه عرضه مناسبی از شهدای این منطقه نداشته ایم. 
حالا که همنشین راویان خاطرات مهندسی رزمی هستم ، گاه مطالب خوبی بدست می آید. در خاطرات آقای میرعلی مجرد آذر قره باغ شنیدم که عده ای که به ارومیه می رفتند در بین راه به کمین خورده و به شهادت رسیدند.  
بعد که نشسته بودم و مطالب آقای بشیر بی غم از جانبازان 70 درصد (جانباز نابینا)را پیاده میکردم از ابتکارات عوض کفشیاری که راننده لودر بوده یادی می کند. آقای علی امید حقی حرف بی غم را پی می گیرد و یادآور می شود که این پسر چقدر با دل و جرأت بود با اینکه 15 یا 16 ساله بود.  
همین باعث شد بروم و تاریخ تولد و تاریخ شهادتش را ببینم. او متولد اول اردیبهشت سال 1349 بود که در تاریخ شهادتش که 8 اردیبهشت سال 64 بوده سن او می شود 15 سال 7 روز!
آقای بی غم می گفت در چهارراه چره(یکی از روستاهای صومای برادوست) یک پل می زدیم که بولدوزر در رودخانه در گل و لای فرو رفت. این عوض با لودر رفت و سنگ بزرگی آورد و زیر تیغ بولدوزر گذاشت. یکی هم آورد زیر ریپر بولدوزر گذاشت که با این وصف بولدوزر را کشید بیرون. 
خاطرات دیگری هم داشتند که بماند سر جایش بگویم. 
آقای رحیم صیافی نهاد هم می گفت یک نفر دیگر در داخل تویوتا بود به نام قنبر گوجاری که کُرد بود. ضد انقلاب بعد از شهادت این فرد، یک اسکناسی را که عکس امام خمینی بود را رویش نوشته بودند «جاش خمینی» یعنی جاسوس امام و گذاشته بودند در دهانش. 
اینها مظلومیت های شهدای ماست.





نوع مطلب :
برچسب ها : شهدای استان آذربایجان غربی، شهدای مظلوم، ارومیه، شهید 15 ساله،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 آبان 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

«زمان بازیافته: خاطرات سیاسی بهمن بازرگانی» به کوشش امیرهوشنگ افتخاری‌راد با شمارگان هزار نسخه در ۳۰۴ صفحه و بهای ۳۴ هزار تومان از سوی نشر اختران روانه کتابفروشی‌ها شده است. این کتاب را در ارومیه از کتابفروشی حامد خریدم.

 

بهمن بازرگانی، از اعضای برجسته سازمان مجاهدین خلق ایران(منافقین)در دوران پیش از انقلاب، یکی از چهره‌های رازآلود جریان‌های مبارزه بر علیه رژیم پهلوی است. او پس از انقلاب دست از فعالیت سیاسی کشید و تا اواخر دهه ۸۰ که گفت‌وگوهایی از او درباره کتاب‌هایش در روزنامه اعتماد منتشر شد، سکوت کرده بود. او پس از انقلاب کتاب «ماتریس زیبایی» را نوشت و منتشر کرد. او همچنین درباره سازمان نیز گفت‌وگوهایی با نشریه «چشم‌انداز ایران» داشت.

بازرگانی در سال ۱۳۲۲ در شهر ارومیه به دنیا آمد. تحصیلات دانشگاهی او در رشته راه و ساختمان بود و از این رشته در سال ۱۳۴۵ در دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. علاقه او به فلسفه باعث شد تا از سال ۱۳۵۴ مطالعات خود را در این زمینه متمرکز کند. از سال ۱۳۴۸ او به همراه برادرش محمد بازرگانی که بعدها در ضربه ساواک به سازمان به همراه دیگر سران سازمان اعدام شد، از اعضای هسته مرکزی سازمان منافقین بودند. در آن سال مسعود رجوی نیز در میان هسته مرکزی سازمان مجاهدین خلق قرار داشت و از میان این جمع همگی توسط ساواک اعدام شدند و تنها بهمن بازرگانی و مسعود رجوی جان سالم به در برده و محکوم به حبس ابد شدند. همین مساله باعث حرف و حدیث‌هایی شد و بهمن بازرگانی توسط انقلابیون مسلمان در مظان اتهام قرار گرفت.

کتاب شامل ۱۳ بخش است که از این میان بخش «زندان اوین ــ رویای نیمه شب» یکی از رویاهای بازرگانی در زندان است که خود او آن را به صورت یک داستان کوتاه نوشته و بخش «از کودکی» نیز نوشته خود اوست که در آن جریان‌ کودکی خود را برای فرزندانش قلمی کرده است.

در بخش کودکی رگه هایی از تاریخ ارومیه نیز به چشم می خورد.

کتاب از لحاظ شروع کار یک سازمان و رشد و نمو تفکرات و خاستگاه ایده پردازی آن قابل تأمل و خواندنی است و می توان علل آغاز انحراف را در آن دید.

در ضمن خاطرات از علی باکری نیز حرفهای جدیدی دارد.

البته توصیه می شود آدمهای این کتاب را از زاویه کتاب «سازمان مجاهدین خلق ، پیدایی تا فرجام (۱۳۴۴-۱۳۸۴)» را هم ببینید.






نوع مطلب :
برچسب ها : سازمان مجاهدین خلق، بهمن بازرگانی، ارومیه، علی باکری،
لینک های مرتبط :
در پست قبلی گفته بودم که عملیاتی به نام آیت الله کاشانی در ارومیه انجام شده است. 
در واقع بعد از شهادت 14 نفر در حکی که به «14 شهید» معروف شد. این عملیات انجام شده است. 
حدود یک هفته پیش آقای یوسف آزموده عکسهایی را توسط آقای ایرج فتاح در اختیارم گذاشتند که چند نفر از شهدای حکی در آن دیده می شود. یکی از عکسها را قبلا از آقای فرهنگ نیا داشتم که اظهار نموده بود این افراد در حال اعزام به منطقه هستند که در آن عملیات هم شهید می شوند. 
اما اسم شهدا را نداشتم. 
خدا آقای آزموده را خیر دهد که این عکسها را لطف فرمودند. تا در چنین روزهایی ما  آنها را به نظر شما برسانیم. 
عکسی که از آقای فرهنگ نیا گرفته بودم.

عکس آقای یوسف آزموده از همان صحنه بالا و به اعتبار پشت نویسی عکس: 
از راست: شهید محمود دهقان سلماسی، آزموده، شهید اکرمی قوشچی، محمدرضا پاشاپور، مظلومی، شهید محمدرضا بخشی، شهید ناصر خدایاری، شهید جعفر مجرد، کفشدوز 

عبارت پش عکس: 
از راست شهید سلماسی، ؟، ؟، محمدرضا بابایی، نوروزی، ؟ شهید رحیم بیناتی(نیری جوان)، خوابیده: حسن باقری
شهید محمود دهقان سلماسی
.....................................................
گزارشی که از عملیات حکی آمده است: 

جزئیات عملیات پاکسازی مناطق مرزی ترگور، حکی، هالولان و اشکی ارومیه

1- نیروهای عمل کننده: سپاهی ، بسیجی ، جوانمرد

2- مبدأ حرکت: پایگاه کورانه

3- ساعت شروع: 2:30 بامداد مورخ 1/6/61

4- منطقه عملیاتی: ترگور،حکی،هالولان و اشکی

5- ساعت اتمام مأموریت: با عقب‌نشینی نیروهای خودی ساعت 15 مورخ 1/6/61

6- اقدامات: راکت زدن دو فروند هلی‌کوپتر خودی به روستاهای اشکی و حکی در ساعت 17 الی 18

7- اسلحه‌های خودی: کلاش، ژ.3 ، نارنجک تخم مرغی، کالیبر 50، خمپاره 120 م.م، خمپاره 81 م.م، خمپاره 60 م.م، تفنگ 106، آر.پی.جی7، برنو و تیربار

8- اسلحه‌های دشمن : کالیبر 50، خمپاره 81 م.م، نارنجک تخم مرغی، خمپاره 60 م.م، تیربار، کلاش، برنو  و  ژ.3

9- تلفات و خسارات خودی : 2 نفر شهید، 3 نفر مجروح، 13 نفر مفقود و به احتمال زیاد 11 نفر گروگان، همچنین 13 قبضه کلاش و 1 دستگاه بی‌سیم پی.آر.سی.77 به غارت رفت.

10- تلفات و خسارات دشمن: 50 الی 60 نفر کشته و حدود 40 نفر اسیر و زخمی، همچنین 1 قبضه تیربار کالیبر 50 نیز منهدم شد.

در گزارشی دیگر اعلام می شود افراد گروگان گرفته شده را به شهادت رسانده اند: 

چهارده نفر از برادران پاسدار که در درگیری مورخ 1/6/61 به گروگان رفته بودند به دست عناصر مزدور آمریکایی به شهادت رسیدند که پیکر پاک آنان با شرکت انبوهی از مردم شهیدپرور ارومیه تشییع و به خاک سپرده شد.

اسامی این شهیدان عبارتند از: 

پنجعلی اكرم قوشچی، محمدرضا بخشی، رحمت جلیل پوردارغلو، ناصر خدایاری طسمالو، كاظم خوشبخت دارغلو، سلطانعلی رمضانی حكی، ابراهیم عسگرزاده، عبدالرضا علی میرزالو، یحیی كامیار، جعفر مجرد، صفر محرمی، یونس مظهرصفاری، محمود دهقانی سلماسی، محسن یوسفی

پس از این عملیات بوده که عملیات شهید کاشانی صورت می گیرد که اطلاعاتش را از آقای جمال خانبابایی آذر گرفتم و در گزارشی آن را یافتم: 

در تاریخ 6/6/61 رزمندگان اسلام طی عملیات آیت الله کاشانی روستاهای حکی، آودی، خانقاه، هالولان و بالولان را پاکسازی کرده و 25 تن از نیروهای ضدانقلاب را به هلاکت می­رسانند.





نوع مطلب :
برچسب ها : شهدای حکی، عملیات آیت الله کاشانی، ارومیه، 14 شهید،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 26 تیر 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
روز جمعه 22 تیرماه 1397 / ارومیه / منزل ما با سردار غلام جلالی و دوستان پایگاه ثارالله و گردان جندالله ارومیه 
........................
بالاخره برخی دوستان همت کردند و برای عملیات لیله القدر که در شهرستان ارومیه و در سال 63(خرداد و تیر) انجام شده بود مراسمی گرفتند. 
پیش درآمد آن هم این بود که آقای غلام جلالی که آن موقع مسئول عملیات قرارگاه حمزه سیدالشهدا بود و در هدایت عملیات هم بود، خواسته بود از خانواده یک مجروح آن عملیات هم دیدن کند. 
هرچند من در آن عملیات مستقیما نبودم ولی در روستاهای آزاد شده آن عملیات در یک پایگاه تازه زده شده دره بانی مستقر شدیم و همانجا هم روی مین رفتیم. لذا سردار به خانه ما هم آمد. ما هم چند نفر از دوستان گردان جندالله که در عملیات بودند و چند نفر از بچه های پایگاه ثارالله را دعوت کردیم و شب خوبی شد. 
صحبت هایی هم در باره وضع موجود شد که حرفها تا ساعت یک و نیم نصف شب طول کشید. 
همین عکس تحفه آن شب. مشکلی برای چشمم پیش آمده بود که نتوانستم فردایش ارسال کنم. خدا را شکر خوب شدم و الان این پست را گذاشتم. 




نوع مطلب :
برچسب ها : عملیات لیله القدر، غلام حلالی، ارومیه،
لینک های مرتبط :
شنبه 26 خرداد 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
امروز در سامانه کنترل کیفیت منابع آموزشی و تربیتی مکتوب که در واقع استاندارد سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی است دیدم که کتاب «نگاهی به تاریخ آموزش و پرورش ارومیه» را به عنوان منبع کمک آموزشی با کیفیت مناسب معرفی کرده است:
آدرس : 
از همینجا دسترسی داشته باشید.


چاپ اول سال: 
1396


مؤلف: 
غفاری، حسین
قطع کتاب: 
وزیری
نوع کتاب: 
کمک آموزشی
مجموع صفحات: 
584ص.
شابک: 
9789640814208
مخاطب: 
معلم
هنرآموز
چکیده: 
تاریخچه و پیشینۀ آموزش و پرورش در ارومیه، تاریخ آموزش و پرورش به سبک جدید را نیز تا حدودی می‌نمایاند. این کتاب، به قصد بیان تاریخ آموزش و پرورش ارومیه، ابتدا مختصری از آموزش و پرورش دوران باستان سخن می‌گوید. تاریخ آموزش و پرورش ایران بعد از اسلام، و نقش مکتب‌هاو مسجدها و حوزه‌های علمیه در آن زمینه، تا شکل‌گیری دارالفنون‌ و تغییرات نظام‌های آموزشی، از دیگر مباحث این کتاب هستند. فعالیت مدرسه‌های خارجی و تغییر و تحولات آن‌ها با توجه به انقلاب‌های ارومیه، و اقدامات مدیران کل در آموزش و پرورش ارومیه، و همچنین تأثیر وزیران آموزش و پرورش، از ابتدا تاکنون، بحث‌های اختصاصی کتاب را شکل می‌دهند.
نتیجه داوری کتاب: 
مناسب








نوع مطلب :
برچسب ها : نگاهی به تاریخ آموزش و پرورش ارومیه، آموزش و پرورش، ارومیه، کتاب درسی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1 خرداد 1397 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
یک روزی همه ما تیتر می شویم. 
یعنی هر روز در زندگی ما تیتر می شویم. 
اینکه فلانی این حرف را زد. 
فلانی چکار کرد. 
فلانی با چه کسی دیدار کرد .....
در نهایت آخرین تیتر ما این می شود که فلانی رحلت کرد. 
حضرت حجت الاسلام حسنی از آن تیپ آدمهایی بود که همیشه تیتر می شد. 
از اول انقلاب با رشادتهایی که داشت و نقش بسزایی که در سرکوب ضدانقلاب داشت همیشه مورد هجمه بود. 
بالاخره بعد از یک بیماری طولانی در آخرین روز اردیبهشت 1397 دار فانی را وداع گفت. 
عکس بالا یکی از مشهورترین عکسهایی است که ایشان با حضرت امام داشتند. 
دیروز هم اتفاقا در جمع نیروهای گردان جندالله که تاریخ شفاهی آنها را جمع آوری می کنم حرف ایشان شد که در دوپازای سردشت آمده بود برای بازدید خط و با شجاعت هرچه تمام در خط مواضع را می دید حتی با کلت کمری خود به سمت نیروهای عراقی شلیک هم کرد. 
خداوند او را مشمول رحمت واسعه خود قرار دهد. 
غلامرضا حسنی





نوع مطلب :
برچسب ها : غلامرضا حسنی، ارومیه،
لینک های مرتبط :
جمعه 25 فروردین 1396 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه

ایستاده از راست عبدالحسین سعیدی، نفرات دوم و سوم شهیدان سعید خیرآبادی و محمدعلی حبیبی، محسن دریانی، شهید نظری
نشسته از راست کمال اسعد، شهید مرتضی میلانی 
با تشکر از حاج حبیب محمد نژاد در شناسایی افراد

... یار صدیق امام و بهروز آهندوست(1) و صمد حاجیلو(2)، محمدعلی حبیبی(3) بود که آن هم از برای ما هادی راه و چشم بصیرت بود. و خاطرات وی در ناحیه(4)، در «شط علی»، در لشکر(5)، در بسیج، در خانه و خیابان در خوشحالی و در ناراحتی، زیاراتی که شبها در باغ رضوان سر قبر بهروز به عمل می آورد و ... که یک دنیا از برای حقیر می باشد.

بله در آخرین خداحافظی در آن شب می خواستم مطالبی را بیان کنم ولی متأسفانه بغض در گلویم حلقه می زد.

می خواستم بگویم برادر محمدعلی وقتی تو را میدیدم هر یک بار با تو روبوسی می کردم به تو با چشم حسرت نگاه می کردم و تو را فردی لایق از برای زنده ماندن در این دنیای فانی نمیدیدم و تو را چون موجی که آسودگیش عدم وی هست ، می یافتم. ولی نتوانستم آن جملات را ادا نمایم و فقط گریه کردم. به حال خویش به پستی و فرومایگی خویش.

هیهات ، تاریخ تو خود شاهد این مدعا باش  که این جوانان برومند و سرمایه های کشور عزیز ایران هستند که برگهای نوین از حماسه ها و شجاعت ها و ایثارها را آفریدند و مردم دنیا را انگشت به دهن گذاردند.

از یادداشت های شهید مرتضی میلانی (شهادت 65/12/3)

 

پا نوشت ها:

.................

1. شهید بهروز آهندوست که در جزایر مجنون به شهادت رسید.

2. شهید صمد حاجیلو که در منطقه عملیاتی والفجر 8 در فاو به شهادت رسید

3. شهید محمد علی حبیبی که در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید.

4. ناحیه یک بسیج واقع در مسجد حاج عبدالله ارومیه

5. لشکر 31 عاشورا





نوع مطلب :
برچسب ها : شهید، لشکر 31 عاشورا، ارومیه،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 13 فروردین 1396 :: نویسنده : حسین غفاری از ارومیه
برادر یحیی عقیلی در میان بچه های کرد منطقه



نیروهای رزمنده با بچه های کرد منطقه سال 1362
................................................

در تابستان سال 1362بعد از یک ماه فعالیت در منطقه سیلوانا(از مناطق کردنشین ارومیه) به فکرمان رسید که این بچه ­های دانش آموز روستاها که در کلاس­ های ما شرکت می کنند را به اردو ببریم. چون خودمان در اردو شرکت کرده بودیم، این کار را جذاب می ­دانستیم.

آقای غلام دل گفتند آقایان اکبرزاده و فردی به نام جهانسپاس می­توانند به شما کمک کنند. آن موقع برای اولین بار من با ایشان آشنا شدم. وقتی موضوع را در کلاس ­ها گفته بودند. اولیاء این دانش ­آموزان به خاطر تبلیغات منفی دمکرات و کوموله در منطقه، رضایت نمی ­دادند. حتی برخی می ­گفتند شما می­ خواهید این بچه ­ها را ببرید و خون آنها را بکشید و به پاسدارها بزنید!

در هر صورت به استعداد 2 اتوبوس از این بچه­ ها جمع شد و ما راه افتادیم برویم مازندران. در بین راه هماهنگ شده بود که صبحانه، ناهار و شام را در سپاه بخوریم و با ائمه جمعه هم ملاقاتی داشته باشیم.

وقتی رسیدیم اردبیل فرمانده سپاه آنجا برای بچه­ ها لباس تهیه کرد. شرایط زندگی آنها خاص بود. وقتی کنار دریا رسیدیم آنها را فرستادیم شنا و بعد از آن لباس ­های تازه­ شان را پوشیدند. برنامه ­های تفریحی و مسابقه و ... هم لابلای برنامه­ ها بود.

وقتی برگشتیم شدیداً مورد استقبال واقع شدیم. اولیاء آن دانش­آموزان دیدند که این بچه­ها کاملاً عوض شده ­اند. ما به آنها اخلاق می ­گوئیم. به درس و مشق آنها می ­رسیم. در بیان دین و قرآن هم بحث تبلیغ شیعه نیست لذا خیلی به ما اعتماد کردند. ..

بخشی از خاطرات برادر یحیی عقیلی در مصاحبه ای که با ایشان در عید داشتم.





نوع مطلب :
برچسب ها : کار فرهنگی، مناطق کرد نشین، ارومیه، پایگاه ثارالله،
لینک های مرتبط :


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو